X
تبلیغات
دوستداران خدا
هر چیزی که به خدا ربط پیدا می کنه

 

 

 

 

برای کنترل شهوت خود راهکارهای عملی زیر را مورد توجه قرار دهید:

 1- هفته‏ای یکی دو روز روزه مستحبی بگیرید.

 2- هر روز به منظور تخلیه انرژی جسمانی خود به مقدار زیاد ورزش کنید.

 3- اوقات فراغت خود را با انجام کارهای هنری، فنی، و... پرکنید.

 4- در خوردن مواد غذایی انرژی‏زا و محرک مثل، خرما، پیاز، فلفل، تخم‏مرغ و... به حداقل لازم اکتفا کنید.

 5- از تماشای رفتارها و برجستگی‏های بدن دیگران و صحنه‏های تحریک کننده جدا خود داری کنید امام صادق(ع) فرمود: «نگاه تیری از تیرهای شیطان است و چه بسا نگاهی اندوه‏های زیادی در پی داشته باشد».

 6- برای تمام اوقات شبانه روز خود برنامه‏ای منظم و تدوین کنید و هیچ زمانی را بدون برنامه قبلی سپری نکنید زیرا برای آن اوقات شیطان برنامه‏ریزی می‏کند.

 7- با شرکت در مجالس مذهبی، دعا، خواندن نمازهای نافله و نافله شب پیوسته در صدد تقویت نیروی ایمان خود باشید.

طبیعی است برای نجات از این وضعیت لازم است با عزمی راسخ و اراده‏ای محکم به راه‏کارهای فوق پای بند باشید که در پرتو عمل به آن نکات و بدون هیچ گونه تنبلی، سستی، اهمال‏کاری موفقیت خود را تضمین خواهید کرد و گرنه دردی دوا نخواهد شد.

 در هر صورت تا قبل از ازدواج شایسته است این غریزه را به طور موقت کنترل نموده و عفت و پاکی و پاکدامنی خود را همچون گذشته حفظ و حراست نمائید.

حتما مطالبی در این باب خواهیم گذاشت به ما سر بزنید      

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 16:43  توسط منتظر   | 


احادیث در مورد ماه رمضان از ائمه معصوم

رسول خدا(ص): اگر بنده ارزش ماه رمضان را بداند، آرزو می کند که سراسر سال، رمضان باشد.

رسول خدا(ص): چون حلال ماه رمضان پدید آید، درهای دوزخ بسته گردد و درهای بهشت گشوده شود و شیاطین به زنجیر کشیده شوند.

امام علی(ع):  روزی رسول خدا(ص) برای ما خطبه ای ایراد کرد و فرمود: ای مردم! همانا ماه با برکت و رحمت و آمرزش به شما روی آورده است. این ماه نزد خدا برترین ماه است و روزهایش برترین روزها و شبهایش برترین شبها و ساعتهایش برترین ساعات. در این ماه شما به میهمانی خدا دعوت شده اید و در زمره بهرمندان از کرامات خداوند قرار گرفته اید. در این ماه نفس های شما تسبیح خداست و خواب شما عبادت است و اعمال شما پذیرفته و دعایتان به اجابت می رسد... من برخاستم و عرض کردم: ای رسول خدا! برترین کارها در این ما چیست؟ پیامبر فرمود: ای اباالحسن! برترین کارها در این ماه خویشتنداری از حرامهای خداوند است.

رسول خدا(ص): هر که ماه رمضان را دریابد و آمرزیده نشود، خداوند او را(از رحمت خود) دور گرداند.

رسول خدا(ص): در خطبه اش به هنگام فرارسیدن ماه رمضان -: بدبخت کسی است، در این ماه بزرگ از آمرزش خداوند محروم ماند.

رسول خدا(ص):  کسی که در ماه رمضان آمرزیده نشود،در کدام ماه آمرزیده شد؟

امام صادق (ع):  کسی که در ماه رمضان آمرزیده نشود، تا ما رمضان آینده آمرزیده نگردد مگر آن که در عرفات حاضر شود. 


منبع:http://mdrashghods.blogfa.com/post-161.aspx 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 1:6  توسط منتظر   | 


1. خداوند عزّ و جلّ فرمود: 
اى فرزند آدم! من سه نیکى درباره تو کرده‏ ام: 1. چیزهایى از تو را پوشاندم که اگر خانواده‏ ات مى‏ دانستند تو را به خاک نمى سپردند. 2. وسعت رزق و روزى به تو دادم، آنگاه از تو قرض خواستم ، ولى تو نیکى و خیرى پیش نفرستادى. 3. هنگام مرگ، مهلتى دادم تا در یک سوم دارایى خود وصیّت کنى، ولى تو خیر و نیکى پیش نفرستادى.
 
2. خداوند عزّ و جلّ در تورات می فرماید: 
به صاحب مالِ بسیار بگو که به ثروت فراوانش و توانگرى‏اش مغرور نشود. اگر مغرور است، پس صبح و شام، به مخلوقات طعام بدهد! به صاحب دانش بگو که به علم فراوان خود مغرور نشود. اگر مغرور است، پس بداند که چه زمانى مى میرد؟! و به صاحب بازوى نیرومند بگو که به قدرت خود مغرور نشود. اگر مغرور قدرت خویش است، پس مرگ را از خود دور سازد!
 
3. امام صادق علیه‏ السلام فرمودند: خداى متعال به حضرت موسى علیه ‏السلام وحى فرمود:
اى موسى! به خاطر ثروت زیاد، خوشحال مشو و در هیچ حالى یاد مرا وامگذار، همانا ثروت زیاد ، گناهان را از یاد انسان مى برد و ترک یاد خدا سنگدلى و قساوت قلب مى آورد.
 
4. خداوند متعال به حضرت موسى علیه‏ السلام فرمود: 
اى موسى! تکبّر و فخر را واگذار، و به یاد آور که ساکن گور خواهى شد. این یاد آورى، تو را از شهوات باز بدارد.
 
5. خداوند عزّ و جلّ فرمود: 

اى موسى! آنچه که به خاطر من و خالصانه انجام شود، اندکِ آن هم بسیار است. و آنچه به خاطر غیر من انجام گیرد، بسیارِ آن هم اندک و ناچیز است.

چقدر خاکی بودن خوبه،چقدر تواضع خوبه،چقدر فوروتنی خوبه،

برادرو خواهر من چرا واسه هیچ و پوچ به گرداب عمیق ظلم و نفرت و گناه می ریم

همه ی ما آدما خوب تر،زیباتر،بامزه تروبنده ترینیم پیش خدامون اگر ناراحت بشیم خدا بیشتر

ناراحت می شه جز پدر و مادر کسی رو داشتید شما رو واسه خودتون دوست داشته باشه؟

فکر می کنید خدا برای منفعت خودش ماها رو دوست داره

کاش دیدمون بزرگ بود ،وسیع بود بعد می دیدیم که کی بقلمونه و خودمون نفهمیدیم و

ندیدیم

کاش...

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 2:51  توسط منتظر   | 

سلام به دوستان گل روزگار سخت 


اگر یه روز از  خواب بیدار شید و به هر شکلی که میشه می فهمید آخرین روز زندگیتونه

چه کار می کنید ؟

خوشحال می شم بدونم

                        ***{الهم اجل الولیک الفرج}***

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1391ساعت 4:41  توسط منتظر   | 

برای غلبه بر شهوت جنسی بهترین راه ازدواج است و چنانچه امکان ازدواج دائم و یا ازدواج موقت  را ندارید راه­های زیر پیشنهاد می­شود:

1- با دوستان پاک و با تقوی رفاقت کنید.

2- از دوستانی که حریم و حدود الهی را می­شکنند به شدت بپرهیزید.

3- در مجالس دعا  و محافل موعظه و نماز جماعت شرکت کنید.

4- از پر خوری و غذاهای چرب و پر انرژی بپرهیزید.

5- از مشاهده صحنه­های مهیّج و تحریک کننده جنسی دوری کنید و حتی به آن نیندیشید

6- ورزش را در برنامه منظم و روزانه خود قرار دهید.

7- سعی کنید هیچ وقت تنها نباشید.

8- برنامه منظم مطالعاتی برای خود قرار داده و بکوشید اوقات فراغت خود را با مطالعه و فعالیت­های علمی و فرهنگی مناسب و ورزش پر نمائید.

9- حتی المقدور هفته­ای یک یا دو روز، روزه بگیرید.

10- چنانچه با وجود انجام راههای قبل، میل جنسی بیش از حد معمول است که در برابر آن احساس ناراحتی و ناتوانی می­کنید، می­توانید از یک پزشک در این مورد کمک بگیرید.
امام علی علیه‏السلام فرمود:
(کسی که مشتاق بهشت است از شهوات ناروا فاصله می‏گیرد، و کسی که از آتش جهنم هراس دار از حرام الهی پرهیز می‏کند) .
+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1391ساعت 2:45  توسط منتظر   | 

سلام دوستان گلم در فکر بودم که چه چیزی بگم از درون در حال سوختنم

با اتفاقاتی که این دوره زمونه می افته واقعیت تفکر امریکا و بعضی ها ... از پخش این فیلم چی بود؟

بسیاری از شما شاید تو ذهنتون می گید مسخره کردن دین اسلام

اما واقعا فقط همین ارزش این همه حرف خوردن رو داشت؟ یا افکارهای شومتری پشت این فیلم وجود داره

 این قدر خستم که حال خودم رو هم ندارم از این واقعه خستم از سکوت مردانی که باید فریاد بزنند و نمی زنند

خستم از این همه تنهایی خستم ....


آقای ما کجایی که جدت را مسخره کردن  جواب این افراد نامرد رو شما باید بدید


پس کی می آیی   اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر


دوستانی که سوالاتی می پرسن جواب داخل همین وبلاگ پاسخ داده می شود یا علی


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391ساعت 5:9  توسط منتظر   | 


گفته ی امام ما و آقای ما این است که برای عزت ملی و عظمت ایران به پای صندق های رای بروید تا کشور هایی چون آمریکا ی جهان خوار و... در امور داخلی کشور مان دخالت نکنندبه امید ظهور مهدی موعود (عج)یا حق
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 18:16  توسط منتظر   | 

           بسم الله الرحمن الرحیم      

با سلامی دوباره

نمی دونم با خبر شدید یا نه این آمریکایی ها چه جور آدمایی هستن منظورم سیاست مداراشونه:


1:فکر می کنن باهوشن 2:کهن ذهنن 3:کورن 4:نفهمن 5:همه موارد


دلیل از این نظر سنجی:


1:ناوشون رو میارن نزدیک خاک ایران ما رو بترسونن (
فکر می کنن باهوشن) ولی خودشون ضرر می

کنن and تحریم میشن (نفهمن)


2:دانشمندان ما رو می کشن میگن ما نبودیم یارامون بودن (
کورن)

3:بعضی ها نامه می دن به عالی ترین مقام ایران و تو نامه از کاراشون پشیمونن و ....(
همه موارد)

منتظر باشید     
                        حتما نظر سنجی رو پاسخ بدید مهمه

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 20:29  توسط منتظر   | 

   بسم الله الرحمن الرحیم

سلام اول از دوستان ،خواهران و برادران عذر خواهی می کنم به خاطر این چند  ماه که نبودم و مطلبی نگذاشتم به خاطر مشکلات و کمی وقت که داشتم اما تشکر می کنم از دوستانی که به وبلاگ خودشون دوستاران خدا سر می زنند امید وارم موفق باشند

*مطلبی که امروز می خوم بذارم در مورد بالا بردن ارزش زن در برابر مرد از گفته های ارزشمند و پر محتوای شهید مطهری (ره)

کسانی در جامعه هستند که مخالف پوشیدگی زنند به خاطر دلایل سیاسی یا فرهنگی یا اجتماعی یا حتی شخصی ... برای مثال اگر فردی پوشش مناسبی ندارد صرفا فقط جهت آزادی یا زیبایی نیست بلکه بیشتر برای جلب نظر است این افراد فکر می کنند با این نوع پوشش ،خود را با ارزش و جذاب برای مردان قرار داده اند  اما باید گفت که در توهم زندگی می کنند 

به طور کلی ریشه ی اخلاقی جنسی زن حیا و عفاف است و از آن جمله تمایل به پوشش خود در برابر مرد حال دقیق تر به این مطلب می پردازیم حیا و عفاف و پوشش تدبیری است که خود زن با یک نوع الهام برای گرانبها کردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار برده است .زن،باهوش فطری وبا یک حس مخصوص متوجه شده است که نمی تواند از لحاظ جسمی با مرد برابری کند و اگر بخواهد در میدان زندگی با مرد پنجه نرم کند از عهده ی زور بازوی مرد بر نمی آید و از طرف دیگر نقطه ضعف مرد که همان نیاز است و خلقت در وجود مرد نهاده است که او را مظهر عشق و طلب و زن را مظهر معشوقیت و مطلوبیت قرار داده است کلا در طبیعت جنس نر گیرنده و دنبال کننده آفریده شده است به قول ویل دورانت :

((آداب جفتجویی عبارت است از حمله برای تصرف در مردان ،و عقب نشینی برای دلبران و فریبندگی در زنان.... مرد طبعا جنگی و حیوان شکاری است ،عملش مثبت و تهاجمی است.زن برای مرد همچون جایزه ای است که باید برباید.))

وقتی که زن مقام و موقع خود را در برابر مرد یافت و نقطه ضعف مرد را در برابر خود دانست همان طور که متوسل به زیور و خودآرایی شد که از آن راه قلب مرد را تصاحب کند ،متوسل به دورنگه داشتن خوداز دسترس مرد نیز شد.دانست که نباید خود رارایگان کند بلکه می بایست آتش عشق و طلب او را تیزتر کند و در نتیجه مقام و موقع خود را بالا برد.

ویل دورانت می گوید:خودداری از انبساط و امساک در بذل و بخشش بهترین سلاح برای شکار مردان است . اگر اعضای نهانی انسان را در معرض عام تشریح می کردند توجه ما به آن جلب می شد ولی رغبت و قصد به ندرت تحریک می گردید.مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیاست وبی آنکه بداند حس می کند و جذبش می شود 

مرد بر خلاف آنچه ابتدا تصور می رود ،در عمق روح خویش از ابتذال زن و از تسلیم و رایگانی او متنفر است.مرد همیشه عزت و استغناء و بی اعتنایی زن را نسبت به خود ستوده است.

نظامی می گوید:

چه خوش نازی است ناز خوبرویان *** ز دیده رانده را از دیده جویان

برتراند راسل می گوید: 

((از لحاظ هنر مایه ی تاسف است که به آسانی به زنان بتوان دست یافت و خیلی بهتر است که وصال زنان دشوار باشد بدون آنکه غیر ممکن گردد.))

و همچنین ویل دورانت می گوید: آنچه بجوییم و نیابیم عزیز و گرانبها می گردد. زیبایی به قدرت میل بستگی دارد و میل با اقناع و ارضاء ،ضعیف و با منع و جلوگیری قوی می گردد.

از کل این سخنان می تونیم نتیجه بگیریم که زن براثر دور نگه داشتن خود از دسترسی مرد تا کجا پایه و ارزش خود رابالا برده و تا چه حد سر نیاز مرد را به آستان خود فرود آورده است .

حجاب یک زن مانند یک راز می ماند که نباید برای هر کس فاش شود


منتظر باشید (یا علی)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 20:43  توسط منتظر   | 


بسم الله الرحمن الرحیم

 

اقرا باسم ربك الذى خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاكرم، الذى علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم.

 سوره مبارکه علق ( آیه 1-5)

بخوان به نام پروردگارت كه آفريد. همان كه انسان را از خون بسته ‏اى خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسيله قلم تعليم نمود و به انسان آنچه را نمى‏دانست، ياد داد.

مبعث پیام آور وحی ، پیامبر نور ورحمت بر مسلمانان جهان مبارک باد

دوران بعثت در كلام اميرالمؤمنين (ع)
اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايند:
«خداوند پيامبر اسلام (ص) را زماني فرستاد كه مردم در فتنه‌ها گرفتار شده و رشته‌هاي دين پاره شده بود... چراغ هدايت بي‌نور و كوردلي همگان را فرا گرفته بود. خداي رحمان معصيت مي‌شد و شيطان ياري مي‌گرديد... با دست مردم جاهل، نشانه‌هاي شيطان آشكار و پرچم او افراشته گرديد. فتنه‌ها، مردم را لگدمال كرده و يا سم‌هاي محكم خود نابودشان كرده و پابرجا ايستاده بود. اما مردم حيران و سرگردان، بي‌خبر و فريب‌خورده، در كنار بهترين خانه (كعبه) و بدترين همسايگان (بت پرستان) زندگي مي‌كردند. خواب آنها بيداري و سرمۀ چشم آنها اشك بود، در سرزميني كه دانشمندان آن لب فروبسته و جاهل گرايي بود.»
+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1390ساعت 3:43  توسط منتظر   | 

قال الله عزّوجلّ:
۱-به‌راستی در‌می‌گذرم از مردمان مسلمانی که ولایت امام عادلی را که از جانب خداوند است پذیرفته‌اند.(کافی1/376)

2- قال الله عزّوجلّ:
تندی نکن با کسی که تو را بر او مسلط کردند تا با تو تندی نکنم.(کافی2/303)



3- قال الله عزّوجلّ:
در نهان و نیز هنگام شادمانی به یاد من باش تا در غفلت‌ها به یادت باشم.(امالی صدوق/254)



4- قال الله عزّوجلّ:
ای آدم! آن‌چه بین من و توست: از تو دعا و از من اجابت.(الخصال1/244)



5- قال الله عزّوجلّ:
ای آدم! هرکدام از فرزندان تو قصد انجام کار نیکی کند، اگر انجام ندهد یک کار نیک و اگر انجام دهد، ده برابر نوشته خواهد شد.(کافی2/440)

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم تیر 1390ساعت 5:43  توسط منتظر   | 

سلامی دوباره

خوب در مطالب قبلی عقلانی اثبات کردیم که دوستی دختر با پسر

یک ضرر روحی و نابودی فرضیست

حالا از لحاظ شرعی این دوستی چگونه است؟

از نظر آیت الله مکارم شیرازی:

روابط دختر و پسر از طريق اينترنت [دوستي دختر و پسر]

1- آيا روابط دختر و پسر از طريق چت ايراد دارد؟

پاسخ:جايز نيست.

روابط دختر و پسر [دوستي دختر و پسر]

2-داشتن رابطه پسر و دختر اگر بدون لمس‌هاي حرام و يا نزديکي باشد و فقط براي مشورت در کارهاي يکديگر و

... باشد چه حکمي دارد.

پاسخ:در مورد مقدمات ازدواج جائز است و در غير آن اشکال دارد. 


منتظر مطالبی جدید باشید


+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 23:54  توسط منتظر   | 

سلام من یه سوالی رو مطرح می کنم و پاسخش رو هم می نویسم

اگر سوالی بود در این مورد بپرسید؟

دوستیه دختری با پسری از لحاظ شرعی و عقلی چه فرقی و حکمی داره؟

اول عقلی:اگر یک پسر با دختری آشنا شده حالا به شکل ها ی مختلف چه در کلاس اینگلیسی

یا از طریق موبایلی که شانسی شماره ی طرف رو گرفته یا در خیابان یا در مراسم های..... با هم

آشنا شدند فرقی ندارد سوال اینجاست چرا با شمای دختر یا پسر دوست شده است آیا با نگاه اول 

عاشق شده جواب:خیر. آیا دوست دارد فقط با شما یک دوستی معمولی داشته باشد جواب :خیر.

آیا فقط برای پز دادن پیش دوستان خود است که با شما دوست شده جواب :خیر

و چیز های دیگه که اگه بخوام بگم یه طومار میشه 

اگر پسری با دختری دوست بشه ۱۰۰٪ اول به خاطر اون شهوتیه که در درونش از طریق

بینایی به وجود می آد مثلا دختری با پوششی نیمه یا به قول امروزی ها نیمه حجاب

بیرون می آد اون دختر اون پوشش یا (تیپ) رو برای دخترانی که در بیرون هستند نزده بلکه تو دلش

فکر می کنه که خیلی تو دیده وبهتر به نظر میاد و پسر های هوس باز منتظر چنین طعمه ای هستند که

صید کنند

مثال:اول شماره می دن یا از طریق ارتباطات مختلف با اون دختر بلخره دوست می شن

خب اون دختر تو دلش فکر می کنه که پسره ازش خوش اومده که دنبالش اومده ولی کل افکار غلطه 

حضرت علی(علیه‌السلام) می فرمایند: وقتی کسی عریان شود، شیطان به او نظر می‌اندازد و در او طمع می کند؛ پس خود را بپوشانید.

ادامه:اول با دختره طوری صحبت می کنه که خوشش می آد ولی در مرور زمان

برای پسره  اون دختره عادی می شه یا بهتر بگم تکراری میشه و به طوری ناگهانی ناپدید

می شه طوری که اون دختره متوجه نمی شه و امکان داره تو این چند مدتی که

با هم دوست بودند روابطی رو با هم داشته بودند که بعد از ناپدیدی پسر با عث نابودی فرضی

اون دختر بشه و متئسفانه در جامعه ما این اتفاقات زیاد می افته

من الان دیرم شده و باید برم ولی ادامه رو در آینده می زارم

 

حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید:
نِعمَ صارف الشهوات غضّ الابصار؛ «چشم پوشی از نگاه، بهترین عامل بازداری از شهوت است.»

 حضرت علی(ع) فرمودند:

 بر شما باد بر پوشیدن لباس ضخیم؛ چرا که هرکس لباسش نازک باشد، دینش نازک است.

 

منبع حدیث:http://hejabeislami.parsiblog.com و http://ez12.persianblog.ir

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 17:42  توسط منتظر   | 

سلام

یه مدت مشغول یه مسئله ای بودم نتونستم مطلبی تو این وبلاگ بزارم

از کسانی که تو این وبلاگ چندین بار اومدن ولی مطلب جدیدی ندیدن عذر خواهی می کنم

و رحلت امام راحل ،بزرگ و پیر انقلاب رو بر تمامی مسلمانان تسلیت عرض می کنم                               

(با این که خیلی دیر شده)


+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 18:45  توسط منتظر   | 

                  ***((بسم الله الرحمن الرحيم))***  

سلام دوستان حديث هايي گذاشتم در مورد اين روزها ربط هاي خاصي داره حتما بخونيد


    1. امام صادق (ع) : هرکه فردی را در گناهی پیروی کند به تحقیق که او را پرستش کرده  است.        

( تحف العقول ) صفحه 355


امام حسین (ع): وای‌ بر شما ای‌ پيروان‌ آل‌ ابی‌سفيان‌، اگر دينی‌ نداريد و از معاد و روز قيامت‌ نمی‌ترسيد، پس‌ لااقل‌ در دنيا آزاده‌ و جوانمرد باشيد.

بحار الانوار، ج‌ 45، ص51

 امام حسین (ع): بترس‌ از ستم‌ كردن‌ بر كسی‌ كه‌ به‌ جز خدا ياوری‌ ندارد.

 بحار الانوار، ج‌ 78، ص 118


امام حسین (ع): عقل‌ كامل‌ نمی‌شود مگر با پيروی‌ از حق‌.

بحار الانوار، ج‌ 78، ص 127


امام حسین (ع): يكی‌ از نشانه‌های‌ جهل‌ و نادانی‌، نزاع‌ و جدال‌ با غير اهل‌ فكر است‌ از نشانه‌های‌ عالم‌، نقد سخن‌ و انديشه‌ خود و آگاهی‌ از نظرات‌ مختلف‌ است.

‌بحار الانوار، ج‌ 78، ص  119


منبع:  http://www.emamhossein.com                                                                                                                                                           

اگر نظر مي خواييد بديد در دو مطلب گذشته


يا علي به اميد نابودي منافقين اسلام صلوات

+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت 17:30  توسط منتظر   | 

سلام امروز ماه صفر تموم مي شه و همه با توكل به خدا به راحتي به كاراشون مي رسن و مشكلي اون ها رو تحديد نمي كنه اميد وارم كه در اول اين ماه اتفاقي برايتون نيوفتاده باشد و سلامت باشيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389ساعت 19:17  توسط منتظر   | 

 

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در درس خارج فقه امروز خود با شرح حدیثی از حضرت امام جعفرصادق(ع)، بر ویژگی‌های دوست واقعی تأکید کردند.
شرح حدیثی از حضرت امام جعفر صادق(ع) توسط مقام معظم رهبری در جلسه درس خارج فقه در تاریخ ۲۰ دی‌ماه ۸۹ (پنجم صفر ۱۴۳۲) بیان شد که به شرح زیر است:
«الإمامُ الصّادقُ علیه‌السلام: لاتَکونُ الصَّداقَةُ إلّا بِحُدُودِها فَمَن کانَت فیهِ هذهِ الحُدودُ أو شَی‌ءٌ منْها فَانْسِبْهُ اِلى الصَّداقَةِ وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ فیهِ شَىء وإلّا فلا تَنسِبْهُ إلى‌ شَی‌ءٍ مِن الصَّداقَةِ فَأوَّلُها أن تکونَ سَرِیرَتُهُ ‌و عَلانِیَتُهُ ‌لکَ واحِدَةً والثانیةُ أن یَرى‌ زَینَکَ زَینَهُ وشَینَکَ شَینَهُ والثالثةُ أن لا تُغَیِّرَهُ علَیکَ وِلایَةٌ ولا مالٌ والرابعةُ لا یَمنَعُکَ شَیئاً تَنالُهُ مَقدُرَتُهُ والخامسةُ وهی تَجمَعُ‌هذهِ الخِصالَ أن لا یُسلِمَکَ عِندَ النَّکَباتِ.» (شافی، ص ۶۵۱)
فى الکافى، عن الصّادق (علیه‌السّلام): «لا تکون الصّداقة الاّ بحدودها». صداقت (۱) مرزهائى دارد که اگر این خطوط اصلى و این مرزها وجود داشت، صداقتى که آثار فراوان شرعى و برادرى شرعى بر آن مترتب است، مترتب خواهد شد؛ والاّ نه. «فمن کانت فیه هذه الحدود او شى‌ء منها فانسبه الى الصّداقة». حالا اگر همه حدود هم نبود، بعضى از این خطوط و مرزها باید باشد تا صداقت صدق کند.
«و من لم یکن فیه شى‌ء منها فلا تنسبه الى شى‌ء من الصّداقة فأوّلها ان تکون سریرته و علانیته لک واحدة». اول این است که ظاهر و باطنش با تو یکسان باشد. اینجور نباشد که در ظاهر اظهار دوستى کند، [اما] در باطن با تو دشمن باشد؛ یا اینکه دوست نباشد حداقل خیر تو را نخواهد. این اولین شرط صداقت است.
«و الثّانیة ان یرى زینک زینه و شینک شینه»؛ [دوم اینکه] آنچه را که زینت توست، زینت خود بداند؛ آنچه عیب توست، عیب خود بداند. اگر شما به مقام علمى دست پیدا می‌کنید، یا یک کار برجسته‌اى می‌کنید که زینت براى شماست، این را براى خودش زینت بداند. اگر خداى نکرده چیزى در شما هست، صفتى، کارى، عملى که موجب عیب شماست، این را عیب خودش بداند؛ که طبعاً آثارى بر این مترتب است: سعى می‌کند برطرف کند، سعى می‌کند آن را پنهان کند. اینجور نباشد که منتظر بماند تا شما یک لغزشى پیدا کنید، خوشحال بشود از این لغزش. صداقت این نیست.
«و الثّالثة ان لاتغیّره علیک ولایة و لا مال»؛ [سوم اینکه] اگر به یک قدرتى، حکومتى، ریاستى دست پیدا کرد، یا به یک مالى دست پیدا کرد، ثروتمند شد، وضعش با تو عوض نشود، تغییر نکند. بعضى‌ها اینجورى‌اند دیگر؛ با آدم رفیقند، به مجرد اینکه به یک مال و منالى، پولى، زندگى‌اى، چیزى می‌رسند، آدم مى‌بیند اصلاً نمی‌شناسند آدم را. اصلا نمی‌شناسد، کانّه نمی‌شناسد آدم را؛ از این قبیل هم دیده‌ایم آدم‌هایی را. اینجور نباشد. داشتن مال و مقام او را عوض نکند، وضعش را با تو [عوض نکند].
«و الرّابعة ان لا یمنعک شیئا تناله مقدرته»؛ [چهارم اینکه] هر کار از دستش برمى‌آید، از تو دریغ نکند. خدمتى می‌تواند بکند، کمکى، وساطتى، توصیه‌اى، هر کار می‌تواند براى تو بکند و خیرى به تو برساند؛ از این امتناع نکند.
«و الخامسة و هى تجمع هذه الخصال ان لا یسلمک عند النّکبات»؛ [پنجم اینکه] در نکبت‌ها و رویگردانى‌هاى دنیا تو را رها نکند. [اگر] به یک مشکلى دچار شدى، [به یک] بیمارى‌اى دچار شدى، سختى‌اى پیدا کردى؛ انواع و اقسام سختى‌ها دیگر ـ حالا در زمان ما ملاحظه می‌کنید؛ سختى‌هاى سیاسى و سختى‌هاى اقتصادى و حیثیتى و همه چى هست دیگر؛ انواعش را داریم مى‌بینیم، که در گذشته در دوران‌هائى اینها را نمی‌دیدیم، لیکن حالا جلوى چشم ماست؛ امتحان‌ها فراوان است ـ [در] اینطور موارد تو را رها نکند؛ کمک کند.

منبع:پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ ونشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم بهمن 1389ساعت 1:5  توسط منتظر   | 

سلام  خوب هستید


راستش بعد از مدت ها اومدم یه موضوع و مطلب مهم رو باز گو کنم

اگه می شه این مطلب رو تمام مسلمانان و مومنان بخونن چه پیر چه جوان چه خواهر چه برادر چه زن چه مرد

همه و همه

امکان داره کسایی که دارن این مطلب رو می خونن موسوی باشن یا احمدی نژادی اما اگه می شه این

مطلب رو به دور از این افگار بخونید

ای مردم این توطعه ها رو می بینید و می شنوید  این ها کوچک ترین اتفاقاتی است که در ایران افتاده است

از این بد تر ها هم در راه است اگر شما مردم به نیستی و به عقل ظاهری خود تکیه کنید و اگر با دشمن درون

 نجنگید  دانشمندانی بزرگ تر از پروفسور مسعود علی‏محمدی را از دست خواهیم داد همان طور که شما در

خانه هایتان هستید یا در خیابان ها راه می روید یا در گردشید یا به هر طور دیگر با آرامشی خاص زندگی

می کنید سرویس مخفی رژیم صهیونستی در حال نقشه کشی برای شهادت دانشمندانی بزرگتر از آقای

مسعود علی محمدی هستند ای مردم آقامون ، رهبرمون ، نائب امام زمانمون تنهاست نزارید رهبرمون مانند

امام حسین تنها بمونه نزارید   

هل من ناصر ينصرني (کیست مرا یاری کنه؟) آقمون مانند امام حسین بی جواب بمونه

امید وارم به خودتون بیاید

برای پیشرفت و پیروزی اسلام در تمام امور جهان صلوات

یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 0:16  توسط منتظر   | 

خوب اين ماه مبارك هم رفت

انشا الله كه خدا ما بندگان گناه كارش رو ببخشه ما خيلي بدي كرديم

خدايا به همين روزه هايي كه نگه داشتيم ما رو ببخش و بيامرز

دوستان عزيز و گلم

يه خبر ترسناك و بد رو مي خوام بدم اونايي كه مومنن و ايمان راسخ به خدا دارن

حتما مي ترسن

گفته شده شيطان  در ماه مبارك رمضان دست و پاش رو مي بندن به زنجير

ولي وقتي كه ماه مبارك تموم مي شه شيطان رو از قفل و زنجير آزاد مي كنن

خدا كنه تا سال آينده توسط وسوسه هاي اين شيطان گناه نكنيم و دل اهل بيت و خدا رو به درد نياريم

انشا الله 

من ممكن هست تا مدت ها مطلب نزارم پس حلالم كنيد اگر به كسي چيز بدي گفتم يا مطالبم

زياد خوب نبود به بزرگواريتون ببخشيد

يا حق

صلوات بر محمد و ال محمد
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 19:13  توسط منتظر   | 


سلام ببخشيد كه كمي دير مطلب گاشتم

شهادت حضرت علي (ع) رو هم به تمام مسلمانان و دوستان خودم تسليت مي گم

انشاالله كه هممون به راه راست هدايت بشيم

پیامبر(ص):

«‌هر کس شب قدر را بیدار بماند گناهانش آمرزیده می­شود

حتی اگر تعداد آنها به تعداد ستارگان آسمان و به سنگینی کوه‌ها باشد…»

**************

پیامبر اکرم(ص):‌

«هر کس شب قدر را احیا بدارد تا سال بعدی عذاب از او برداشته می­شود»

****************

پیامبر اکرم(ص):

«‌هرکس شب قدر را با ‌ایمان و محاسبه بیدار ماند

تمام گناهان گذشته و آینده­اش بخشیده می­شود»

*************

امام صادق(ع):‌«قلب ماه رمضان شب قدر است»

***********

امام صادق(ع):

«حضرت درباره شب قدر فرمود:‌شب فاطمه است و قدر خداوند است

پس هر کس حق شناخت فاطمه را به جا آورد ، ‌شب قدر را درک کرده است»

**************

امام صادق(ع):‌«تقدیرات در شب نوزدهم است و حتمی شدن آن در

شب بیست و یکم و امضای آن در شب بیست و سوم»

http://www.3eke.ir/ramazan-sms : منبع

ایا سحری به رنگ خون دیدی تو

محراب و تو منبری چنین دیدی تو

خون بر در و دیوار و جماعت سر و رو

فرقی که به سجده لاله گون دیدی تو

ان زاده کعبه و امین حرمین

افتاده میان خاک و خون دیدی تو

انکس که ستیز خیبر و بدر و احد

چون شیر بغرید چنین دیدی تو

ایا تو درون ظلمت شام سیاه

نان اور کودک یتیم دیدی تو

ایا دل پرز خون و گریان چشمی

از جور زمانه و زمان دیدی تو

او زخم تن و زبان که در طول زمان

با جان به خرید و دم نزد دیدی تو

ایا زمیان مردم کوفه و شام

مظلوم تر از علی کسی دیدی تو


منبع : http://namazisarsharazniaz.persianblog.ir/


+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 17:39  توسط منتظر   | 

فلسفه روزه

قال الصادق علیه السلام:


انما فرض الله الصیام لیستوى به الغنى و الفقیر.


امام صادق علیه السلام فرمود:


خداوند روزه را واجب کرده تا بدین وسیله دارا و ندار (غنى و فقیر) مساوى گردند.


من لا یحضره الفقیه، ج 2 ص 43، ح 1

روزه آزمون اخلاص

قال امیرالمومنین علیه السلام:


فرض الله ... الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على علیه السلام فرمود:


خداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید.


نهج البلاغه، حکمت 252

روزه یاد آور قیامت

قال الرضا علیه السلام:


انما امروا بالصوم لکى یعرفوا الم الجوع و العطش فیستدلوا على فقر الاخر.


امام رضا علیه السلام فرمود:


مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بیچارگى آخرت را بیابند.


وسائل الشیعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرایع، ص 10

روزه سپر آتش

قال رسول الله صلى الله علیه و آله:


الصوم جنة من النار.


رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:


روزه سپر آتش (جهنم) است. «یعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»


الکافى، ج 4 ص 162

روزه بى ارزش

قال امیرالمومنین علیه السلام


کم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظما و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء.


امام على علیه السلام فرمود:


چه بسا روزه‏دارى که از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى که از نمازش جز بیخوابى و سختى سودى نمى‏برد.


نهج البلاغه، حکمت 145

http://sokote7.parsiblog.com/-290310.htm:منبع


+ نوشته شده در  دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 18:54  توسط منتظر   | 

سلام

ماه مبارک رمضان رو به همه ی مسلمانان جهان تبریک می گم

انشا الله روزه ی همه ی شما مورد قبول در گاه حق قرار گرفته باشه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت 2:24  توسط منتظر   | 

برای غلبه بر شهوت توجه به نکات ذیل، مفید و راه‏گشاست:
الف) شهوت یکی از غرایز نیرومند انسان است که باید قبلاً ماهیت آن را شناخت و سپس با آن مبارزه کرد. آدم شهوانی کر است و کور و از هر طریق ممکن در پی ارضای خویش است.
حضرت علی(ع) در وصف شیفتگان دنیا و شهوت پرستان می‏فرماید:« قد خرقت الشهوات عقله و اماتت الدنیا قلبه »؛ شهوت‏ها پرده عقلش را دریده‏اند و دنیا قلبش را میرانده است(نهج البلاغه، خطبه 108).
برای شخص شهوت پرست، سلامت جسم و روح، مصلحت فرد و اجتماع، آبرو و حفظ شخصیت، رسوایی ومنفور گشتن و... هیچ کدام مطرح نیست و فقط ارضای شهوت مد نظر اوست و بس. بنابراین با شناخت این موارد، بهتر می‏توان به مبارزه با شهوات برخاست.
ب ) هم چنین با آگاهی از مفاسد و مضرّات شهوت رانی؛ مانند:اثر مخربی که شهوت‏رانی بر سلامت جسم دارد، نا امنی وهرج و مرجی که در اجتماع به بار می‏آورد، سرنوشت شومی که بچه‏های نامشروع پیدا می‏کنند، باز ماندن از اهداف عالی و شخصیت انسان و... انسان از شهوت رانی دوری می‏جوید و سعی می‏کند که همواره در زندگی پاک باشد.
ج ) عامل مهمی که بسیار بازدارنده است، «تقوای الهی» است. کسی که در صدد غلبه بر شهوت است، باید به جلال وعظمت و حساب خواهی پروردگار، نیک بیندیشید و به خاطر جلب رضایت خدا و ترس از عذاب و شراره‏های دوزخ،عفاف و پاکی را مراعات نماید.
چه زیبا و دلنشین است سخن امیر مؤمنان علی(ع) در وصف فرشتگان که:« ولا تعدو علی عزیمة جدّهم بلادةالغفلات ولا تنتصل فی هممهم خدائع الشهوات »؛ هرگز عرصه اراده پولادینشان، جولانگاه کندی غفلت‏ها نشود و امکان نداردشهوت‏ها تصمیم خلل ناپذیرشان را نشانه گیرند(نهج البلاغه، خطبه 90)
گر تو را با عرشیان است آرزو
طلعت خورشید می‏کن جست و جو
هر که را قرب وصال اندر دل است
گوهر تقواش شمع محفل است
حلقه ما گر به دل می‏پروری
پس چرا رسوایی از حد می‏بری؟
تدبر در آیات قرآن بویژه آیاتی که ما را از پیروی شهوات بر حذر داشته است؛ مثلاً خدا می‏فرماید:« و من خاف مقام ربّه و نهی النّفس عن الهوی فاِنّ الجنّة هی المأوی » ؛ و کسی که از مقام ربوبی در بیم و هراس به سر برد و نفس خویش را از هوا و هوس بازدارد، به راستی که بهشت برین مقصد و مأوای او خواهد بود(نازعات، آیه 40 و 41)
و یا در مذمت آنهایی که چشم و گوش بسته، به دنبال هوا و هوس سرگردانند، می‏فرماید:(در سوره جاثیه، آیه 23 این آیه به گونه‏ای دیگر آمده است) :« ارأیت من اتخذ الهه هواه »؛ آیا دیده‏ای آن کسانی را که معبود و خدای خویش را هوای نفس خود قرار داده‏اند(فرقان، آیه 43).
و ) الگو قرار دادن افراد عفیف و پاکدامنی نظیر حضرت یوسف(ع)، آن جا که می‏فرماید:« وما اُبرّء نفسی ان النفس لامّارةٌبالسّوء الاّ ما رحم ربّی » و من نفس خویش را تبرئه نمی‏کنم، به راستی که هوای نفس بسیار قوی و نیرومند، انسان را به سوی زشتی می‏کشاند؛ مگر آن جا که رهایی از آن، جز با لطف و رحمت پروردگار میسور نیست.
ز ) نشست و برخاست با افراد پارسا و پاکدامن الهام بخش خواهد بود.
ح ) عامل بارز دیگری که در حفظ عفاف و غلبه بر شهوت مؤثر است، ازدواج مشروع و قانونی است که به طور طبیعی ازشهوت زیاد می‏کاهد.
ط ) برای کاهش شهوت، نکات دیگری نیز مطرح نموده‏اند از قبیل:
1ـ نخوردن برخی از غذاهایی که در تهییج شهوت مؤثر است.
2ـ روزه گرفتن.
3ـ در ازاله موهای زاید بدن شتاب نکردن.
ی ) هم چنین برای کاهش شهوت زیاد، حتی الامکان از محیطی که مهیج شهوت است اجتناب کردن. فیلم‏ها، مجلات وعکس‏ها در زمره همین عوامل محیطی به شمار می‏روند.
ک ) کنترل افکار و تخیلات.
در قرآن آمده است:« ولا تقربوا الزّنا »(اسراء، آیه 32). نفرموده مرتکب فحشا و زنا نشوید بلکه فرموده است نزدیک زنا نروید. به همین دلیل است که در چنین شرایطی، حتی در محیط فکر و تخیل نیز، نباید به شهوت‏رانی پرداخت.
امیر مؤمنان حضرت علی(ع) می‏فرماید:« من کثر فکره فی المعاصی دعته الیها » کسی که در وادی خیال به دنبال گناهان پرسه زد، همین افکار او را به سوی گناهان سوق خواهد داد(غرر الحکم).
علاوه بر این که فکر گناه اگر چه ممکن است عقوبت نداشته باشد، ولی اثر وضعی و تخریبی خواهد داشت.
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت 18:35  توسط منتظر   | 

در کتاب وسائل‌الشیعة که توسط شیخ حرّ عاملی گردآوری شده و از زمان تألیف تاکنون مدار تحقیق و استنباط فقها در احکام شرعی بوده، روایتی از امام رضا علیه‌السلام درباره‌ی "فتنه"‌ آمده است که می‌فرمایند:

"إنّ ممّن ینتحلُ مودّتنا أهلَ البیت، من هو أشدُّ فتنةً علی شیعتِنا من الدّجّال.
فقلتُ: بماذا؟
قال: بموالاتِ أعدائِنا و معاداةِ أولیائِنا. إنّه إذا کان کذلک، اختلطَ الحقُّ بالباطل و اشتبهَ الأمرُ فلم یُعرَف مؤمنٌ من منافقٍ"*

"همانا از کسانی که مدعی مودت ما اهل بیت هستند،1 کسی هست که در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است.
(راوی) گفتم: برای چه؟
(امام) گفت: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."

از فرج وگشایش و رحمت خدا مایوس نشوید که تنها کافران از رحمت خدا مایوس میشوند
یوسف ۱۲ ایه ۸۷

 

……………………………………………………………………………………………………………………….
 

امام مهدی عج
خداوندا وعده هایی را که به من دادی تحقق بخش …و فرج مرا زود برسان و به من قدرت ونصرت ببخشای و فتح بزرگ را نصیبم گردان …
صحیفه المهدویه ص۱۱۵

  ……………………………………………………………………………………………………………………….
 

امام صادق ع
باید هر یک از شما برای خروج قایم اسلحه تهیه کند هر چند یک نیزه . چون خداوند وقتی ببیند کسی به نیت یاری مهدی اسلحه تهیه کرده امید است عمر او را دراز کند تا ظهور او را درک نماید و از یا وران مهدی باشد یا برای این امادگی به ثواب درک ظهور برسد
بحار ج ۵۲ ص ۳۶۶

  ……………………………………………………………………………………………………………………….
 

امام صادق ع
ازاری را که قائم به هنگام رستاخیز خود از جاهلان اخر الزمان میبیند بسی سخت تر است از انهمه ازار که پیامبر از مردم جاهلیت دید
بحار ج ۵۲ ص ۳۶۲

  ……………………………………………………………………………………………………………………..
 

ابن حماد روایت کرده است که
سفیانی به سوی مدینه حرکت نموده و قریش از دم شمشیر میگذراند و با کشتن چهار صد تن از انصار و از انان شکم زن ها را دریده وو کودکان را بقتل میرساند و خواهر وبرادری به نام محمد وفاطمه را از قریش پس از کشتن از دروازه مسجد مدینه می اویزد
نسخه خطی ابن حماد ص ۸۸

  ………………………………………………………………………………………………………………………..
 

از ابو رومان منقول است
سفیانی لشکری را به سوی مدینه اعزام میکند تا هرکس را از خاندان پیامبر ص که بتوانند دستگیر نمایند که در این گیر ودار مردان وزنانی از بنی هاشم کشته میشوند در این هنگام مهدی ومبیض از مدینه به سوی مکه میگریزند و سفیانی گروهی را به تعقیب انها میفرستد اما انها به حرم امن خدا رسیده اند
بحار ج۵۲ ص۲۲۳



+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم تیر 1389ساعت 17:52  توسط منتظر   | 


ظهور زنان عريانِ پوشيده


سيكون في آخر هذه الأمة رجال يركبون على المياثر حتى يأتوا أبواب مساجدهم نساؤهمکاسيات عاريات»«در نسل‌هاي آخر اين امت مرداني هستند که سوار بر زين‌هاي بزرگ مي‌شوند تا اينکه جلو درب مساجد پياده مي‌شوند. زنانشان گرچه لباس بر تن دارند ولي اندام آنها آشکار است. »مستدرک حاکم (4/436)
فرمودند: «صنفان من أهل النار لم أرهما: قوم معهم سياط کأذناب البقر يضربون بها الناس ونساء کاسيات عاريات مميلات مائلات رؤوسهنّ کأسنمة البخت المائلة لا يدخلن الجنة ولا يجدن ريحها وإن ريحها ليوجد من مسيرة کذا و کذا»«دو صنف از انسان‌ها جزو اهل جهنم هستند تاکنون آنها را نديده بودم. افرادي که شلاقي مانند دم گاو در دست دارند و با آن مردم را مي‌زنند. و زناني پوشيده از لباس ولي در عين حال لخت و عريانند آنان از طاعت خدا بدورند و با بي‌حجابي خود را به طرف مردان سوق مي‌دهند. سر آنان مانند کوهان شتر لاغر اندام است. به بهشت وارد نمي‌شوند و بوي آنرا نيز حس نمي‌کنند در صورتي که بوي بهشت از فاصله فلان و.... حس مي‌شود». شرح نووی مسلم (17/191)
اين احاديث از معجزات پيامبر گرامي -صلى الله عليه وسلم- به حساب مي‌آيند زيرا تمام آنها قبل از ما و همچنين امروز بيشتر از گذشته تحقق يافته‌اند
پيامبر گرامي اين نوع زنان را «کاسيات عاريات» ناميده است زيرا لباس مي‌پوشند ولي چون لباس‌ها شفاف و ناز کند بدن آنان را نمي‌پوشاند مانند اغلب لباس زنان امروزي.



« این دین مدام برپا خواهد ماند و گروهی از مسلمانان از آن دفاع کنند و در کنار ان بجنگند تا قیامت بپا شود » و فرمود « در هر عصر و زمانی گروهی از امتم مدافع احکام خدا باشند و از مخالفان باکی نداشته باشند » کنزالاعمال حدیث34499و34500
« چون در اخرالزمان دینتان دستخوش افکار گوناگون گردد بر شما باد دین بادیه نشینان و زنان ( که دین انها از الایش به افکار مصون مانده) » « روزگاری به مردم بیاید که دینداری بسان نگهداری اتش به دست باشد» بحار 52/111
امام علی (ع) : روزگاری بر مردم خواهد آمد که از قرآن جز نشانی ( قرآن خوانده میشود ولی به آن و دستوراتش عمل نمیشود ) ، و از اسلام جز نامی  باقی نخواهد ماند .   ((مردم خود را مسلمان می نامند در صورتی که دورتر از همه کس به اسلام هستند )) .مسجدهای آنان در آن روزگار آبادان ، اما از هدایت ویران است.مسجد نشینان و سازندگان بناهای شکوهمند مساجد ، بدترین مردم زمین می باشند ، که کانون هر فتنه ، و جایگاه هرگونه خطاکاری اند ، هرکس از فتنه بر کنار است او را به فتنه بازگردانند ، و هرکس که از فتنه عقب مانده او را به فتنه ها کشانند ، که خدای بزرگ می فرماید : به خودم سوگند ! بر آنان فتنه ای بگمارم که انسان شکیبا در آن سرگردان ماند!. و چنین کرده است ، و ما از خدا می خواهیم که از لغزش غفلت ها در گذرد.  
 نهج البلاغه حکمت 369
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 17:44  توسط منتظر   | 

آیا ۲۰۱۲ واقعیتی است روشن یا دروغی است محض؟

سلام خب ما می خواستیم  در مورد ۲۰۱۲ بحث و گفت و گو کنیم که چرا بعضی ها با این که نمیدونن

چه مذهبی دارند ولی حرف از آخر دنیا میزنند با چه مدرک با کدوم دلیل اخه انسان اینقدر ساده لو که

سریع حرفای اینارو باور می کنه آخه انسان کی برای دنیا تصمیم گرفته که الان بار دوم باشه یعنی  

 ما باید حرف یا مطلب یه سایتی رو قبول کنیم که سه تا چهارپیشبینیش درست در اومده  پس چرا اون

یکی از پیشبینی هاش درباره ی ایران که مورد تسخیر امریکا در میاد و بمب بارون می شه در سال ۵۸ 

پیشبینی غلط از آب در اومد چرا انسان ها ضاهری نگرند و به باطن موضوع پی نمیبرند چرا؟ 

ختم کلام:

اگه کمی خدا رو قبول داشته باشیم می فهمیم که خدا به ما چی داده ؟ نام می برم

۱.قدر تفکرواختیار ۲.عقل۳.علم و... و ما می تونیم با این تواناییامون و تکیه به اون ها بعضی از باور های

درست و نادرست رو از یکدیگر تشخیص بدیم

کلامی شیرین از امام باقر(ع)در مورد ظهور:

کذب الوقاتون:تعیین کنندگان وقت دورغ گویند.

                      این بحث ادامه دارد.......

نظرات خودتون رو تو نظرات بگید.

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 22:37  توسط منتظر   | 

سلام انشا الله كه خوبيد اين وبلاگ به خاطر مشكلاتي مطلب نمي گذاشت ولي از اول تير  دوباره به كار مي افته و مي خواد در مورد 2012 حرفايي رو بزنه هر كسي مي خواد به ما بپيونده تو نظرات بگه                                                        يا علي

                 

              {نويسنده مي خواهيم}

توجه:     فعال باشه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 20:8  توسط منتظر   | 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

شیطان در روز عید غدیر فریاد کشید :


يكى از جاهايى كه شيطان فرياد كشيد، فرزندان خود را جمع كرد و درد دل خود را براى آنان باز گفت و راه چاره اى خواست ، روز عيد غدير بود. آن گاه كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله وسلم على بن ابى طالب را خليفه بعد از خود خواند.
جابر از امام محمد باقر عليه السلام نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: زمانى كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله وسلم در عيد غدير خم دست على را گرفت ، بلند كرد و به مردم معرفى نمود و جانشين بعد از خود قرارش داد. شيطان در ميان لشكريان خود نعره اى كشيد كه تمام لشكريان و اولاد او در هر كجا بودند اطراف او فرود آمدند و گفتند: اى مولاى ما! چه مصيبتى به تو رسيده اين قدر ناراحتى ؟ ما تا به حال فريادى از اين وحشتناك تر از تو نشنيده بوديم !
شيطان به آنها گفت : اين پيغمبر امروز كارى را انجام داد كه اگر به آخر رسد و عملى شود كسى تا روز قيامت ، خدا را معصيت و نافرمانى نمى كند - همه به سوى دين و تقوا و - خداشناسى ، ولايت و امامت پيش مى روند، از راه رستگارى قدم فراتر نمى گذارند - گفتند: اى بزرگ ما! ناراحتى به خود راه مده ، ماءيوس مباش ، تو كسى هستى كه آدم را از بهشت بيرون كردى ، او را بدبخت نمودى ، براى اين امر مهم هم ، در آينده فكرى خواهى كرد - در همين موقع منافقين كه در جمعيت بودند، گفتند: اين مرد از روى هوا و هوس حرف مى زند، نه اين كه دستور خداوند باشد!
آن دو نفر (ابوبكر و عمر) به هم گفتند: او (حضرت رسول صلى الله عليه و آله وسلم ) ديوانه شده كه چنين كارى را انجام داد. آيا نمى بينيد چگونه چشمان او در كاسه سرش دور مى زند مى چرخد. سپس شيطان رو به طرف داران خود كرد و گفت : آيا مى دانيد من در گذشته با آدم در آويختم و او را از بهشت بيرون كردم ؟ آنها گفتند: چرا؟
شيطان گفت : آدم عهدى با خدا بسته بود فراموش كرد و نقض نمود، ولى به خدا كافر نشد و او را پرستش مى كرد. اين قوم و جمعيت (از جمله ابوبكر و عمر) عهدى كه با خدا بسته بودند شكستند و به خدا و رسولش كافر شدند.
پس از آن كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله وسلم رحلت نمود، مردم در سقيفه بنى ساعده اجتماع كردند و حق را از على گرفتند، ابوبكر را روى كار آوردند. شيطان تاجى بر سر گذاشت ، لباس كبر و بزرگى پوشيد، منبرى اختيار كرد و بالاى آن رفت و جميع لشكريان خود را از سواره نظام و پياده دور خود جمع كرد. به آنها گفت : شادى كنيد، مجلس ساز و آواز برپا سازيد، خوشحالى نماييد - چون با اين كلماتى كه منافقين مى گويند و به آن حضرت توهين مى كنند - ديگر كسى خدا را اطاعت و عبادت نمى كند. تا وقتى امام آنها ((امام زمان )) بيايد و مردم را به راه مستقيم برگرداند.
جابر مى گويد: بعد، امام باقر عليه السلام اين آيه را تلاوت فرمودند:
و لقد صدق عليهم ابليس ظنه فاتبعوه الا فريقا من المومنين
((شيطان ظن و گمان باطل خود را به عنوان صدق و حقيقت در نظر مردم جلوه داد مردم او را اطاعت نمودند، مگر عده اى از مؤمنان كه او را اطاعت نكردند)).
تاويل آيه چنين است : وقتى منافقان در غدير خم گفته بودند: آن حضرت از روى هوى حرف مى زند، ابليس گمان كرده بود كه بعد از رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مردم امامت را رها خواهند كرد. ظن ابليس به حقيت تبديل شد و همه امامت را رها كردند مرگ چند نفرى.

 

به نام خداوند بخشنده و مهربان


مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.

لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد،

خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و

در همان نقطه مجدداً زمین خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش

را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.

مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))،

از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.

مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد

ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست

در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.

مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.

مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.

مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.

شیطان در ادامه توضیح می دهد:

((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.))

وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید،

خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم

و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید.

به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر

باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.

بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 18:46  توسط منتظر   | 

چهره ی وحشتناک مک الموت هنگام قبض روح شخص فاجر

 

می گویند ابراهیم خلیل(ع) به ملک الموت گفت: ((آیا می توانی با چهره ای که روح شخص فاجر را قبض میکنی

خودت را به من نشان بدهی؟

ملک الموت عرض کرد: ((صورت خود رااز من بگردان وسپس مرا ببین!))حضرت ابراهیم خلیل(ع) بدین طریق به ملک الموت نگاه کرد ،ناگهان دید مرد سیاه چهره ای با موهای راست شده وبوی متعفن  وبا لباس های سیاه ،در حالی که از دهان واز دو سوراخ بینی او ،دود وآتش زبانه می کشد در مقابل او حاضر است .      حضرت ابراهیم خلیل (ع)  غش کرده وسپس به هوش آمد وفرمود : (( اگر شخص فاجر درهنگام مرگ غیر از این منظره (یعنی صورتی بدین کیفیت )،چیزی دیگری نبیند هر آینه از لحظه نوع و شدت عذاب برای او کافی است.))

 

داستان دیگری از عذاب قبر

 

گاه می شود که شدت عذاب روح در عالم برزخ ،به جسد وقبر دنیوی هم اثر می نماید .مرحوم عراقی می گوید : ((از تهران برای زیارت امام زاده حسن به یکی از دهات های تهران رفتم .

یک نفر از همراهان ما در صحن بقعه ،بر روی قبری به ذکر گفتن یا زیارت خواندن مشغول بود تا این که در غروب آفتاب ،نا گهان حرارتی از بنای آن قبر نمودار شد که گویا در باطن آن ، کوره ی آهنگری برفروخته بودند.

وزندگی کردن در حوالی آن قبر ممکن نبود وجماعت حضارهم این حالت را مشاهده نمودند.))

عذاب قبربیشتر برای کافران پیش می آید. مواظب خود باشید.

 

سوالی بود بپرسید؟؟؟؟؟؟؟؟

نویسنده می خواییم؟؟؟؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 6:21  توسط منتظر   | 

سلام علیکم معمولا بعضی وقتا باید حرفایی رو زد: این وبلاگ توسط نویسندگان فعالش تونست تا حدی به یک سطحی معمول برسد واین رو من ممنون نویسندگان مومن این وب هستم این وبلاگ فقط برای این که شما به سوالات خودتان در مورد این دنیا و اون دنیا برسید مطلب می گذارد ولا غیر این وبلاگ تا زمانی که امام زمان ظهور کند بسته و حذف نمی شود و ما مقصودمان ترویج اسلام است هر کس       می خواهد که به یاری ما بپیوندد می تواند در این وبلاگ عضو شود

این حرفا فقط برای هیچ نیست بلکه برای  اینکه: این وبلاگ بی دلیل وبرای وقت گذرونی زده نشده بلکه برای دلیلی روشن و از طرف وهمایت کسی زده شده است و به من گفته شده تا بعد یا حق

بهتر است که تا همین حد بدونید؟؟؟  

 خدا با ماست

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 4:12  توسط منتظر   | 

 

  

اثر فریاد کافر در قبر بر حیوانات

 

رسول خدا (ص) فرمودند: ((پیش از یعثت ،گوسفند های عمویم ابوطالب را می چرانیدم.

گاهی می دیدم گوسفندان بدون اینکه حادثه ای پیش آمده باشد جست وخیز می کردند !توقف می کردند!ویک دفعه خوراکی را رها می کردند .از جبرئیل علت را پرسیدم؟

جبرئیل گت: ((هرگاه صدای ناله ی میتی در علم برزخ بلند می شود غیر از جن وبشر همه می شنوند. این حیوانات از صدای ناله مردگان وحشت زده می شوند .خدای عالم به حکمت بالغه اش این صدای مرده ها را از گوش زندها مخفی  داشت تا عیش  وراحتی آنها از بین نرود.))

 

گناه نکنید وبخونید

 

پیامبر اکرم(ص): ((گناه را کوچک مشمار واز گناهان کبیره بپرهیز. چون روز قیامت وقتی بنده به گناهش مینگرد از چشمانش چرک وخون بیرون می آید .

خداوند می فرماید:قیامت روزی است که هر کس عمل نیک و بد خود را نزد خویش حاضر می یابد وآرزو می کند که کاش میان او و گناهانش مسافتی دور می بود .))

 

رسول اکرم (ص)

 

رسول اکرم(ص) فرمودند: (([گاهی می شود که])) بنده ای برای یک گناه از گناهانش ،یک سال در دوزخ نگهداشته می شود.))

 

پس گناه نکنیم که گرتار می شویم

 

سوالی بود بپرسید ؟؟؟؟؟؟؟

به نویسنده احتیاج داریم؟؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 5:5  توسط منتظر   | 

 

 

{[زنان جهنمی]}

 

حضرت علی (ع) فرمودند: ((روزی من وفاطمه (س) به حضوررسول اکرم (ص) شرفیاب شدیم وآن حضرت را بسیار گریان دیدیم.)) 

گفتم: ((پدر ومادرم به فدایت باد یا رسول الله!چرا گریه می کنید؟))

ایشان فرمودند: ((یا علی !شب معراج که مرابه آسمان بردند ،زنانی از امت خود را درعذاب شدیدی دیدم و    گریه ی من بخاطر آنهاست.

زنی را دیدم که از مو های سرش آویزانش کرده بودند و(از شدت حرارت)مغز سرش می جوشید.

زنی را دیدم که او را به زبانش آویخته بودند وآب جوشان جهنم را به حلقش می ریختند.

زنی را دیدم که او را از پستانهایش آویخته بودند.

زنی را دیدم که گوشت بدن خود را می خورد وآتش  از زیر او شعله می کشد .

زنی را دیدم که پاهایش را به دستهایش بسته بودند ومارها وعقربهائی را بر او مسلط ساخته بودند .

زنی را دیدم که کور وکر بود و او را در تابوت آتشین قرار داده بودند که مغزش از بینیش بیرون می آمد وبدنش در اثر مرض جذام وپیسی،قطعه قطعه واز هم متلاشی می شد.   

زنی را دیدم که او را در تنوری آتشین ،به پاهایش آویخته بودند.

زنی را دیدم که گوشت بدنش را ،از جلو وعقب با قیچی های آتشین می بریدند.

زنی را دیدم که صورت ودست هایش را می سوزاندند واو روده های خود را می خورد.

زنی را دیدم که سرش مانند سر خوک ، و بدنش مانند چهار پا بوده وبه انواع عذاب ها ،معذب بود.

وزنی دیگری هم به صورت سگ بود که ملائکه ، آتش را از پشتش وارد می کردند واز دهانش بیرون می آوردند وبا گرزهای آتشین بر سر و بدنش می زدند.

حضرت  فاطمه (س) عرض داشتند: ((یا رسول الله به من بفرمایید که این زن ها چه می کرده اند که خداوند آنها را این چنین معذب فرموده است؟))

رسول اکرم (ص) فرمودند : آن زنی که او را به موی سرش آویخته بودند زنی بوده که موی سرش را از مردان (نامحرم)نمی پوشانیده است.

آن زنی که اورا به زبانش آویخته بودند ،زنی بوده که با زبان ، شوهر خود را اذیت می کرده است .

آن زنی که او را به پستانش آویخته بودند ، زنی بوده که همسرش را تمکین نمی کرده است .

آن زنی که به پاهایش آویزان بود ، زنی بوده که بی اجازه شوهرش از خانه بیرون می رفته است.

آن زنی که گوشت بدن خود  را می خورد ، زنی بوده که بدن خود برای نامحرمان زینت می کرده است.

آن زنی که دست هایش را به پاهایش بسته بودند زنی بوده که خود را نمی شسته ولباهایش را پاک نمی کرده است وغسل جنابت به جای نمی آورده است وبه نماز اعتنائی نداشته است.

آن زنی که کور وکر ولال بود ، زن بوده از زنا ،فرزند بهم می رسانده وبه گردن شوهرش می انداخته       (بیچاره شوهره) .

آن زنی که گوشت بدنش را می بریدند ،زنی بوده که خود را به مردان نشان می داده است تا مورد توجه آنان قرار بگیرد.

آن زنی که بدنش را می سوزانیدند واو روده های خود را می خورد ، زنی بود ه که از راه حرام ،مرد وزن را به یکدیگر می رسانیده است.

آن زنی که سر وصورتش مانند خوک وبدنش مثل الاغ بود زنیست که سخن چین و دروغ گو بوده است .

آن زنی که به صورت سگ بود وآتش را از پشتش داخل می کردند ،زنی بوده که خواننده وآواز خوان بوده است .

آنگاه حضرت فرمودند: (( وای به حال زنی که شوهر خود را به خشم آورد ؟ وخوشا به حال زنی که شوهرش را راضی بدارد . ))

سوالی بود بپرسید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نویسنده احتیاج داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 1:43  توسط منتظر   | 

سلام علیکم

خوبید من خوبم من اسمم یار امام زمانه یا یه بنده ی خدا یا هرچی که شما به من بگید یکی از دوستان که اسمش رو نمیدونم یک حرفایی زد که خوب وجالب بود ولی من جوابش رو میدم برادر این وبلاگ مخصوص مومنان وبندگان خداست وما در مورد زندگی نامه ی امامان وپیامبران چیزی نمی زاریم یا نمی نویسیم بلکه در مورد موارد آموزشی آن امامان وپیامبران می نویسیم تا دوستان گلی که به این وبلاگ میان به آنها پی ببرند وچیزی یاد بگیرن این خودش یکی از آرزو های من هست وبسیاری از مسیحی ها از من در مورد این مسائلی که میزاشتم سوالاتی کردن وبه جوابشون رسیدن

امید وارم که جواب خوبی داده باشم اگه بازم سوالی بود به من بگو داداش

یا علی

خدا نگهدارت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 6:24  توسط منتظر   | 

 

علم بسیاراز{حضرت علی(ع)}

 

روایتی از حضرت علی (ع) :که روزی زنی به خاطر دلیلی نامعلوم باید کشته می شد یعنی ان زن با این که مرد نداشت اما شکم داشت و برادران آن زن او را به زندان بردند وفکر کردند که خراهرشان با کسی رابطه داشته

آن زن پیش قاضی رفت وحکم اعدام برایش آمد ودر فلان روز باید اعدام می شد پیش هر قاضی که می رفت چنین به او می گفتند ونا امید شده بود برادرانش او را پیش آخرین قاضی آن شهر یعنی پیش حضرت علی(ع) بردند آن حضرت وقتی موضوع را فهمید زن رو به حضرت علی کرد وگفت من کاری نکردم واعطلایی ندارم از این موضوع، حضرت فرمودند بله می دانم اما به من کمی فرست دهید که بروم دو رکعت نماز بخوانم بعد از مدتی حضرت برگشتند وبا خود تشتی آوردند  وبه آن زن گفتند که بر روی آن تشت بنشیند بعد از مدتی از مجرای آن زن زالو بیرون آمد چون آن زن در آن مکانی که کار می کرد زالو زیاد بوده ویکی از این زالوها در بدن آن زن تخم گذاری کرده است وشکمش بزرگ شده است آن زن معلوم شد که بی گناه است .

 

این حکایت کاملا واقعی است شک نکنید حضرت علی باب علم است.

 

علم بسیار از{حضرت علی(ع)}

 

روایت شده است که:روزی چند زن به سمت خانه ی حضرت علی (ع) رفتند وبه حضرت علی (ع) گفتند: یا امیرالمومنین چرا مردها می توانند از 4 تا 5 زن ببرند اما ما زن ها نمی توانیم حضرت فرمودند : هر کدام از شما بروید وفردا با خود یک لیوان آب بیاورید  همه رفتند و با یک لیوان اب برگشتند حضرت علی یک تشت بزرگ آوردند و گفتند که آب ها راداخل آن تشت بریزید همه ریختند پس از مدتی حضرت فرمودند حالا هر کدام ازشما که یک لیوان آب ریخته است را بردارد آن ها تعجب کردند وگفتند چگونه؟

حضرت علی فرمودند: شما وقتی نمی توانید متوجه شوید که کدام آب مال شماست اگه شما چند مرد ببرید کدام بچه مال کدام یک از شوهرهای شما است وبه کدام یک از آن بچه می توانید برسید زن ها قانع شدند ورفتند

 

 

اگه سوالی بود بپرسید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

به نویسنده احتیاج داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 2:36  توسط منتظر   | 

 

 

***اسباب وموجبات نجات از فشار قبر*

 

واما چیز هایی که باعث نجات از فشار قبر وعذاب آن است ،بسیاراست وما در اینجا اکتفا می کنیم به چند چیز :

اول:از حضرت امیرالمومنین(ع) روایت شده که هر که در هر جمعه سوره ی نساء را بخواند ایمن شود از فشار قبر.

دوم:روایت شده که هر کس به خواندن  سوره ی زخرف مداومت نماید حق تعالی او را در قبر از جانوران زمین واز فشار قبر ایمن گرداند.

سوم:از حضرت صادق(ع) نقل شده است که هر کس بمیرد ما بین زوال (ظهر)روز پنج شنبه تا زوال روز جمعه ،حق تعالی او را پناه دهد از فشار قبر.

چهارم:از حضرت اما رضا(ع)نقل شده است که فرمود :بر شما باد به نماز شب ،بنده ای نیست که آخر شب بر خیزد وهشت رکعت نماز شب ودو  رکعت نماز شفع ویک رکعت نماز وتر بجای آورد ودر قنوت وتر هفتاد مرتبه استغفار کند ،مگر آنکه از عذاب قبر واز عذاب جهنم پناه داده شود وعمرش طولانی گردد ومعیشتش گشاده شود.

پنجم:از حضرت رسول(ص)روایت شده است که:هر کس سوره ی ((الهیکم التکاثر))را دروقت خواب بخواند ،از عذاب قبر محفوظ ماند.

ششم:آنکه بخواند در هر روزی ده مرتبه اعددت لکل هول لا اله لا الله الی آخر واین دعا گذشت در گردنه سکرات موت.

هفتم:آنکه در نجف اشرف مدفون شود،زیراکه ازخواص آن تربت شریف آن است که ساقط می شود عذاب قبر وحساب نکیر ومنکر از کسی که در آن مدفون شود .

هشتم:از چیزهایی که برای رفع عذاب قبر نافع است،گذاشتن جریدتین یعنی دو چوب تر است با میت در قبر.

وروایت شده که بر طرف می شود عذاب از میت مادامی که آن چوب تر است.

ونیز روایت شده که:حضرت رسول الله (ص) گذشتند بر قبری که صاحب آن را عذاب می کردند ،حضرت   جریده ای یعنی شاخ درختی که برگش را کنده بودند طلبیدند و به دو نیم کردند ،نصفی را نزد سر میت فرو کرده

ونصف دیگر را نزد پاهایش.

ونیز آب پاشیدن بر قبر هم نافع است ،چون آنکه وارد شده عذاب بر داشته می شود از میت مادامی که نم و تری در خاک فبر باشد.

نهم:آنکه چهار روز از ماه رجب روزه بگیرد ،وهمچین است روزه گرفتن دوازده روز از ماه شعبان .

 

وسلام علیکم ورحمت الله       سوالی بود بپرسید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

به نویسنده احتیاج داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 1:5  توسط منتظر   | 

 

{حکات}     

 

نقل شده است که فضیل بن عیاض که یکی از مردان طریقت است شاگردی داشت که داناترین شاگردان او محسوب می شد . زمانی ناخوش شد ،هنگام احتضار ،فضیل یه بالین او آمد ونزد سر او نشست وشروع کرد به    خواندن ((یس)).آن شاگرد محتضر گفت :مخوان این سوره را ای استاد ،فضیل ساکت شد وبه او گفت:بگو       لااله الاالله ،گفت :نمی گویم چون (العیاذ بالله)من بیزارم از آن ،و همین حال مرد.

فضیل از مشاهده ی این حال بسی درهم شد ،وبه منزل خود رفت وبیرون نیامد،تا اینکه او را در خواب دید که او را یه سوی جهنم می کشند .

فضیل از او پرسید که تو داناترین شاگردان من بودی ،چه شد که خداوند معرفت را از تو گرفت وبه عاقبت بد مردی ؟

گفت:برای سه چیز که در من بود :

اول نمامی وسخن چینی کردن ،دوم حسد بردن ،سوم آنکه من بیماریی داشتم وبه طبیبی مراجعه کرده بودم ،واوبه من گفته بود هر سال یک قدح شراب بخور ،اگرنخوری ای بیماری در تو باقی می ماند ، من نیز بر حسب سخن آن طبیب شراب می خوردم . به این سه چیزکه در من بود عاقبت من بد شد وبه آن حال مردم .

سعی کنیم شراب نخوریم.

 

 اگه سوالی بود بپرسید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

به نویسنده احتیاج داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 6:33  توسط منتظر   | 

 

                               

    قصه ی دوم از{امام صادق(ع)}

 

از حضرت صادق(ع)نقل شده است که روزی حضرت رسول (ص) در مسجد نماز صبح می خواندند ،که چشمشان به جوانی افتاد که او را حارثه بن مالک می نامیدند ،دیدند که از شدت بی خوابی سرش به زیر افتاده ورنگ ورویش زرد شده،وبدنش نحیف ولاغر گشته وچشمایش در کاسه سر فرو رفته است،از او پرسیدند که چگونه  شب را صبح کردی ؟واین چه حال است که داری ای حارثه؟

گفت یا رسول الله با یقین صبح کردم.

حضرت فرمود هر دعوی حقیقتی وعلامتی و گواهی دارد ،حقیقت و علامت یقین تو چیست؟

عرض کرد :نشانه حقیقت یقین من که پیوسته مرا محزون وغمگین می دارد وشبها مرا بیدار و روزها گرم مرا به روزه وا داشته ودلم از دنیا روی گردانده، وآنچه در دنیاست برایم مکروه وناخوشایند است این است که یقینم به   مرتبه ای رسیده که گویا می بینم عرش داوری خداوند را که برای حساب در محشر نصب شده  ،وخلایق همه محشور شده اند وگویا من در میان ایشانم و میبینم اهل بهشت را که متنعم در بهشتند وبر اریکه ها تکیه کرده وبا یکدیگر صحبت می کنند ، وگویا می بینم اهل جهنم را که در میان جهنم معذبند واستغاثه می کنند وگویا زفیر جهنم می شنوم که در گوش من است .

پس حضرت به اصحاب فرمودند که این بنده ای است که خدا دل اورا به نور ایمان منور گردانیده ،سپس فرمود که ای جوان بر این حالی که داری ثابت باش . عرض کرد یا رسول الله دعا کن که حق تعالی شهادت را روزیم گرداند. حضرت دعا کرد .چند روزی بعد حضرت او را با جناب جعفر به جهاد فرستادند واو پس از نه(9) نفر شهید شد.

سوالی دارید بپرسید؟؟؟؟؟؟؟

به نویسنده احتیاج داریم؟؟؟؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 22:40  توسط منتظر   | 

                                              قصه ی اول از{پیامبر(ص)}

 

ابن بابویه نقل کرده است که روزی رسول خدا(ص)در روز بسیار گرمی در سایه ی درختی نشسته  بودند،ًناگهان شخصی آمد و جامه های خود را به در آورد و بر زمین گرم غلتید وگاهی شکم خود را و گاهی پیشانی خود را بر زمین می مالید و می گفت:که ای نفس بچش ،که عذاب الهی از این بزرگتر است .وحضرت رسول (ص)که او را می نگریست چون او جامه های خود را پوشید او را طلبیده وفرمود :ای بنده ی خدا کاری از تو دیدم که از دیگری ندیده بودم چه چیزی باعث شد که این کار انجام دهی ؟ گفت :ترس از خدا باعث شد،ًوبه نفس خود این گرمی را چشاندم که بداند عذاب الهی را تاب ندارد.حضرت فرمود: آنگونه که سزاوار ترس از خداست از خدا ترسیده ای،همانا پروردگارت بر ملائکه آسمانها مباهات کرد.

پس به اصحاب خود فرمود که نزدیک این مرد بروید تا برای شما دعا کند،چون پیش او آمدند گفت:خداوندا،امر همه را بر هدایت خود استوار کن ،وتقوا را توشه ی راه ما گردان بازگشت همه ما را به سوی بهشت قرار بده.

 اگه سوالی بود بپرسید؟؟؟؟؟؟

 

به نویسنده احتیاج داریم؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 18:57  توسط منتظر   | 

ماه رمضان 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

 خوبید من اومدم و مطالب جالبی رو براتون آوردم و می زارم امید وارم در نبود من همکارانم این وبلاگ رو به طوری جالب با مطالبی جالب پر کرده باشند وهمکاری یکی از نویسندگان این وبلاگ کاری کرد که باعث شده بازدید کننده تو این وب بالا بره محمد که یکی از دوستانم یا بهتربگم حق برادری داره برام کارش اینه که تمام سیستم پشت صحنه این وب به دست اونه و کارش هم خوب بلده و ازش ممنونم ببخشید که مدتی نبودم ولی بلخره اومدم

از تمام همکارام به خوصوص خواهرفرشته و برادر مجید که واقعا تو این وب به من کمکم کردن ممنونم ودستشون دردنکنه و این وب فقط مخصوص خدا دوستان و یاران امام زمان هست و به این اومید که بازم همکاری مومن به این وبلاگ بیاد

 

صلوات :الله حمد صلی علی محمد و آل محمد  و(عجل فرجهم)

 

 

وبلاگ دوستاران خدا و پیامبران خدا باز به همکاری فعال نیازمنده

یا بهتر بگم به چنتا همکار یا نویسنده نیازمنده

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 3:50  توسط منتظر   | 

                                         بسم الله الرحمن الرحیم

 

                                                           سلام علیکم

 

خوبید منم خوبم امروز می خوام یه مطلبی رو به شما بگم که شاید برای شما زیاد خوب وشاید

بد باشه من متاسفانه یا خوشبختانه به خاطر پاره ای از مسائل ومشکلات نمی تونم تا ماه رمضان به وبلاگ بیام

چون کاری برام  پیش اومده انشا الله اول ماه رمضان که میام با مطالب جدید تر و پر مفهوم تر

و بهتره که شما از این مطلب ها بهره ببرید چون کتابهایی رو که در مورد

خدا هست رو می خوام تایپ کنم تو کامپیوترم بعد تو وبلاگ بزارم تا بعد که

 انشا الله میام خدا حافظ و نگهدارتان باشد

نویسندگان و یاران این وبلاگ دوستداران من هستند وبلعکس

اگه در مورد مطلبی سوالی داشتید به من بگید تا بعداً که میام براتون بزارم

به نویسنده یا همکاری برای این وبلاگ نیاز داریم

کسایی که به این وبلاگ میان ضرر نمی کنن هیچ به آرامش خواسی می رسن

اگه می خواین امتحان کنید

دعا یادتون نره

محتاجیم به دعا

     عشق رمضان وارد دل شد، نشد از دل برون          ای دوستداران خدا با ما باشید که محتاجیم به دعا

                                                ***         شاعر:یار امام زمان

      این سفره پرگهر به پایان می رسد ای یاران              پس از این شب های رمضان بهره برید ای یاران

                                               ***                 شاعر:یارامام زمان

               ما همه  مهمان خداییم در این ماه عزیز                     پس ازدست ندهیم این ، شبهای عزیز                     

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 19:19  توسط منتظر   | 

سرگذشت جوان بی نماز پس از مرگ بر اساس واقعیت به همراه مجموعه مردان و زنان آخر الزمان

 این مجموعه براساس واقعیت ساخته شده است.
که سر انجام جوانی را به تصویر می کشد که در دنیا اهل نماز نبوده است و پس از مرگ چه عواقبی در انتظار اوست .
این اتفاق در یکی از کشورهای عربی اتفاق افتاده و این جوان در عالم رویا عاقبت عمل خویش را می بیند.

به همراه مجموعه مردان و زنان آخر الزمان که روایتی تکان دهنده با استناد به تصاویری مستند و واقعی وتکان دهنده ای است که ویژگیهای مردان و زنام در آخر الزمان را به تصویر می کشد.

 

  http://dl.onlydownload.ir/2009/AKHAREZAMAN.jpg

روش خرید: (پرداخت پستی) شما برای خرید محصول فوق میتوانید با تکمیل فرم خرید پستی , ابتدا سفارش خود را درب منزل یا محل کار در هر جای ایران , تحویل گرفته و سپس پول آن را به مامور پست بدهید.

 

 قيمت: 3990  تومان     تعداد: 2 cd


خريد پستي

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 18:15  توسط منتظر   | 

                بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام علیکم

چه طورید خوبید

من می خوام ا ین روز نیمه شعبان رو

به تمام مسلمانان جهان چه در ایران ودر خارج تبریک بگم و

از خدا می خوام که ظهور امام زمان (عج) رو نزدیک بفرماید

هر کسی دوست داره امام ظهور کنه امشب و فردا شب دو رکعت نماز

برای امام (عج) و ظهورش ودعای ظهور امام زمان (عج) رو یادش نره حتماً بخونید

انشا الله که هر کس لایق اینکه در رکابش بجنگه انتخاب بشه و در کنارش به شهادت برسه

عامین                         صلوات :الله محمد صل الا محمد وال محمد

 
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 2:19  توسط منتظر   | 

                                                         یا الله

سلام علیکم جمیعاً ورحمت الله من می خوام امروز در مورد دعا وحجاب دختران وپسران صحبتی کنیم

ببنید اول این که دعا چیه ؟چرا دعا می کنیم چرا وقت بد بختی که می رسه دعا می کنیم چرا ؟چرا وقتی که دعامون مستجاب شد ول می کنیم خدا رو چرا؟ این همه چرا

یکی از دوستام خوب چیزی می گت میگت اگر کسی به مشکلی بر می خوره میکه خدا یا میدونم گناه کردم دیگه گناه نمیکنم یه کاری اگه این دعای منو مستجاب کنی من دیگه حرفاتو گوش میکنم باشه من فردا امتحان کنکور دارم میتونی به من کمک کنی یه کاری کن خوب بدم .

مثلا این با هزارتا وعده دادن به خدا می خواد دعاش براورده شه اخه بنده ی خدا مگه خدا به دعای تو نیاز  داره  توبراش تاعیین وتکلیف می کنی    خوب حالا دعات براورده شد وعده هاتو سرجاشه نه من میگ نه سری یادت میره چرا چون موقع مشکلات خدایا کمکم کن ولی برترف شد خدا خداحافظ من منظورم بعضی مردم هست نه همه

به یه نویسنده احتیاج دارم  

پس اگر کسی دعایی از خدا کرد اما پس از مدتی برترف نشد صبرش را از دست ندهد چون اگر صبرش از بین رفت با این کار  شیطان را خوشحال می کند .

روزی حضرت علی (ع) به جوانان گفت روزی می رسد که پسران دختر ودختران پسر میشوند حالا که می بینم به خودم می گم آره این دوره زمونه دخترا وپسرا دارن شبیه هم می شن کجاست اون شعن پسر .  کجاست اون شعن دختر کجاست؟ از پسر شروع کنیم برای مثال پسره میره زیر ابرو برمیداره یا دماغ عمل میکنه یا  گردنبند  یا دستبند میزاره موهاشو زیاد میکنه اخه این چه کارایی به خدا شرم داره حالا دخترا:لباسشون که لباس چه عرض کنم یه چیز اجق وجق می پوشن میان بیرون شلوار لی تنگ یا شوار عراقی بعضی هاشون که شال میزارن اون حجابه اخه اونم نزاری بهتره بعضی هاشون شعر می خونن  این هارو بخونید دوروز دیگه یادتون نره بخدا من اینارو نمی زارم تا کسی ناراحت بشه قط می خوام سوالات بعضی ها برطرف بشه  وجوابشو بگیرند اگه نگرفتند به من تو نظرات بگند

چرا بعضی از شما وقتی از خدا چیزی می خواد به خاطرش صبر نمی کنه به خودش می گه بیا اینم خدا دعامو مستجاب نکرد ولی من میگم این حرفا غلطه روزی از پیامبر اکرم پرسیدند:یا رسول لله چرا ما وقتی دعا می کنیم مستجاب نمیشه مگه شما نگفتید هر کسی به خدا پناه ببره دعاش براورده می شه پیامبر (ص) به فکری فرو رفت و گفت فردا جوابتان میدهم حضرت محمد(ص)به درگاه خدا این سوال مردم رو میپرسه و خدا در جواب میفرماید: دودلیل داردمن دعای هر بنده ایم رامستجاب می کنم ولی از مومنانی که به من پناه آورده اند اول آنها آزمایش میکنم تا ببینم چقدر صبر دارند دوم هر بنده ام را می بینم که برای مستجاب شدن دعا یشان چقدر به من دعا          می کنند  .

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 1:45  توسط منتظر   | 

سلام علیکم

ماه شعبان ماه برکت ماه خوشبختی ماهی که

همه ی ما جز کار خوب نباید کاری برای ناراحتی خدا انجام بدیم

دوستان از این ماه استفاده کنید که در طول سال یک بار برای ما مسلمانان و مومنان

پیش میاد محتاجیم به دعا

خدا نگهدارتون

در ضمن من به همکاری در این وبلاگ نیاز دارم اگر کسی می تونه از کمک به این وبلاگ

که بعد ها می خواد به سایت تبدیل بشه دریغ نکنه                              صلوات

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 19:50  توسط منتظر   | 

  باسلام

متاسفانه زنا در جامعه بسيار رواج يافته است و تا حدي قبح آن ريخته است بد نيست به احاديثي در مورد زنا توجه كنيم

حضرت باقر عليه السلام فرمود: رسولخدا (ص ) فرموده : پنج چيز است كه اگر بآنها برخورد كرديد از آنها بخدا پناه بريد: هرگز در مردمى زنا پيدا نشود كه آن را آشكارا كنند
نيز حضرت باقر عليه السلام فرمود: كه در كتاب رسولخدا يافتيم: هر گاه پس از من زنا پديدار شود

مرگ ناگهانى فراوان گردد

امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: هرگاه مردى را ديديد

كه باكى از آنچه گويد و آنچه به او گفته شود ندارد، پس بدرستيكه يا از زنا است

يا از شركت شيطان  

حضرت صادق (ع ) فرمود: از گناهانيكه روزى را نگهدارند (و در نتيجه كم شود) زنا است

اصول كافى جلد 4 صفحه : 184 رواية : 1



 

حضرت صادق (ع ) فرمود: همين كه چهار چيز شايع شد (همراه آنها) چهار چيز ديگر پديدار گردد:

هرگاه زنا شايع شد زلزله پيدا شود...... اصول كافى جلد 4 صفحه : 184 رواية : 3
امام باقر (ع ) فرمود: ( خداوند در مدينه نازل فرمود (مرد زناكار جز زن زناكار يا مشرك را بهمسرى نگيرد،

و زن زناكار را جز مرد زناكار يا مشرك بهمسرى نگيرد، و اين همسرى بر مؤ منين حرامست ، 4 سوره 24)

پس خدا زن و مرد زناكار را مؤ من نناميده است ، و رسولخدا (ص ) فرموده : و دانشمندان در اين گفته شك ندارند ،

زناكار هنگاميكه زنا ميكند مؤ من نيست اصول كافى ج : 3 ص : 46 رواية :1


 

رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود: روز قيامت خدا با سه كس سخن نگويد و به آنها توجه فرمايد

و پاك و بى آلايششان نسازد و براى آنها عذابى دردناكست :

پير زنا كار و سلطان جبار و فقير خود خواه  اصول كافى ج : 3 ص : 425 رواية :14



 

امام صادق عليه السلام : سخت ترين مردم از جهت عذاب در قيامت زناكارانند. ثواب الاعمال ص600

امام صادق عليه السلام فرمودند : زماني كه مردي به زور زني را در اختيار بگيرد، يك ضربه با شمشير به او زده مي شود ، خواه با آن بميرد يا زنده بماند. ميزان الحكمه ج 4 ص 243

از امام سؤال شد اگر مردي زني را به زور وادار به زنا كند، حد «عقوبت شرعي» آن چقدر است؟ حضرت فرمودند: اين مرد كشته شود، خواه همسر داشته يا نداشته باشد. ميزان الحكمه ج 4 ص 243

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند : اگر كسي با زني كه شوهر دارد، زنا و فساد كند در روز قيامت از آلت تناسلي زن و مرد چرك و خون آبه متعفّني جوشان خواهد بود كه تا 500 سال اهل جهنم از بوي بد آن در عذاب و رنج هستند، اينان شديدترين عذاب را متحمل مي شوند. خدا با آنها سخن نمي گويد و آن‌ها را از گناه پاكيزه نمي كند و براي آنها شديدترين عذاب‌ها را مهيا كرده است. ميزان الحكمه ص 239

در روايات فراواني داريم كه زنا موجب از بين رفتن نورانيت صورت ، فقر،‌مرگ زود هنگام، خشم خدا، دشواري حساب قيامت، جاودانگي در آتش، مرگ ناگهاني، حبس رزق و آشكار شدن زلزله مي‌شود. بحار الانوار ج76

لواط (آمیزش جنسی مرد با مرد) Homosexual, Gay

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند: اگر كساني را در حال انجام لواط پيدا كرديد، هر دو را بكشيد. ميزان الحكمه ج 8 ص 539

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند: لعنت خدا وفرشتگان و همه مردم بر استمناگر و لواط كننده گان باد. ميزان الحكمه ج 8 ص 539

امام رضا عليه السلام:اگرسزاوار بود شخصي دو بار رجم وسنگسار گردد، حق همين لواط كنندگان است و اگركسي لواط كند، عقاب آن اين است،که او را بسوزانند يا كه ديوار برسرش خراب كنند يا يك ضربه شمشيربه او بزنند و در قيامت شخص لواط كننده را بر كناره بالاي جهنم آويزان مي كنند. مستدرك الوسائل ج 18 ص 82

مساحقه (آمیزش جنسی زن با زن) Homosexual, Lesbianism

امام باقر(ع): مساحقه در زنان چون لواط در مردان است. فروغ کافی

زني خدمت حضرت صادق عليه السلام آمد و عرض کرد : زناني که با يکديگر مساحقه مي کنند ، حدشان چيست؟ امام فرمود: ” حد زنا است، به راستي چون قيامت شود آنها را مي آورند و لباسهايي که از آتش بريده شده بر تن آنان مي کنند و مقنعه هاي آتشين بر سرشان مي بندند و زير جامه هاي آتشين به بدنشان مي پوشانند و عمودهاي آتشين در جوفشان فرو مي کنند و آنها را در جهنم مي اندازند. فروع کافي

استمناء (خودارضایی، ارضاء کردن خود با دست ) Masturbation

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند:‌استمنا كننده با دست، ملعون است. ميزان الحكمه ج 9 ص 222

نگاه از روی شهوت به نامحرم

امام صادق عليه السلام مي فرمايد:نظر كردن تيري است از تيرهاي زهر آلود شيطان ، و هر كه نظر حرامي را براي خدا نه از براي غير او ، ترك كند، حق تعالي ايماني به او كرامت مي فرمايد كه طعم و لذت آن ايمان را بچشد و درك كند.

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 4:6  توسط منتظر   | 

                                                         به نام خدا

 

سلام علیکم خوبم فکر کنم که خوب باشید خوب امروز می خوایم در مورد دخترانی که کمی حجابشان کم است صحبت کنیم

اون حجابی که در بعضی شهرها  وجود داره باید گفت حجاب نیست یا نسف حجاب هم نیست کلاً بی حجابی است چرا باید این گونه باشه چرا وقتی بعضی دخترها ازخونه بیرون می آیند از همون اول تا آخر متلک بشنون چرا ؟ با این که بعضی ها    خوششون می آد اما فکر آبروی پدر هستند پدری که چه میدونه دخترش چه می کنه درگذشته: چادر حرمتی داشت الان چی همه الکی برای رد گم کنی حجاب چرا باید این گونه باشه مگه کمی حجاب با شما دختران جوان چه می کنه غیر از این که عزت تون رو نگه می داره به خدا همتون نمی خواید اما شیطان یکی از برده های خودشو فقط برای زن ها گذاشته که چه جور     می رن  بیرون کمی حجاب اعصاب شیطان رو خورد می کنه حضرت فاطمه (س) چه کرد با شیطان که شیطان به گریه افتاد

می ودنم که نمی تونید حجاب آن بزرگوار رو داشته باشید یک کمی چی بازم نمی تونید چرا واسه پسرا خودتون رو درست  می کنید که دوتا متلک ودو چشمک بشنویدو ببینید آخرم یه شماره خداحافظ می دونید آیندتون رو چقدر خراب می کنید بعداً می فهمید که دیره الان بیاین بیرون از این ماجرا ها

چرا بعضی از این جونای ما بی حجابی می خوان مثلادر انتخابان بعضی ها برای بی حجابی به موسوی ری دادند ولی بعضی ها نه همه چون فکر کردن اگه موسوی ری بیاره میگه خانوما آزاد از هر لحاظ نه اگر این گونه بود نمی تونست بگید چرا؟

آیت الله خامنه ای مگه می گذاشت پس دلتون رو برای چهار سال دیگر هم صابون نزنید    

بیاید در گروه با حجابان باشید که در آخرت پاداشی برای زنان با حجاب وجود دارد که ده برابر مردان است

وسلام علیکم ورحمت الله 

به یک نویسنده احتیاج دارم .کسی نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

   

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 17:15  توسط منتظر   | 

                                                         به نام خدا

 

سلام علیکم خوبید انشا الله که خوبید من امروز از چی بگم از اسلام یا از امام یا از یاران امام یا از کارایی که مستحبیه و می تونی با این کارا به قدرت هاییی برسی که تا حالا نرسیدی

براداران وخواهران از خواب غفلت بیرون بیاین ظهور امام نزدیک است بیاید کمی از یاران او باشد

نه دشمن او .................

خوب سخن رانی دیروز 26 تیرکه ایت الله رفسنجانی کرد کاملا گناه کبیره بود چرا نه این که سخنی بد کرده باشه نه نماز جمعه ای که این قدر عظمت داره رو از بین برد  بعضی ها که اصلاً نماز نمی دونستن چیه اومدن تا نماز بخونن کسیه که چادور بلد نبودبزاره اومده بود نماز بخونه خدا از هیچ کدام آن ها وبه خصوص رفسنجانی که سر دسته ی آن ها بود نگذرد که باعث شدند آبروی ما برود

آقاانتخابات تموم شد رفت ولش کنید همه خسته شدیم ما تنها کشوری هستیم که آمریکا می ترسد

نه از اتم ما نه شجاعت ما نه مردم ما نه اینها همه فقط به خاطر همبستگی ما می ترسن چرا باید خرابش کنیم

به خدا امام زمان گریه می کند وقطی می بینه که این اتحاد از بین رفته

پس خرابش نکنیم            وسلام علیکم ورحمت لله وبرکاتو    صلوات  

به نویسنده احتیاج دارم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 18:1  توسط منتظر   | 

                                                                          سلام

چه طوری خوبی منم خوبم ببین من نمی خوام ازاسلام حرف بزنم باشه ولی اگه کسی اسلام روقلبی دوست داره یه کاری کنی اگه خدا رو دوست داره یه کاری کنه بگم بگم .........

بگه خدایا ما را از یاران حضرت امام زمان قرار ده

اگه کسی می خواد یار امام زمان باشه باید صبح ها دعا شو بخونه

اگه دوست داره با خدا دوست بشه باید از دل بخواد نه الا بختکی مثل بعضی ها

اگه چشم برزخی می خواد باید نماز شب رو به خودش اجباری کنه رسول الله (ص) من نمی گم خدا می گه

می خوای انجام بده ببین چی می شه ولی وای بر آن کسایی که بر حرف های من بخندد

اگه سوالی بود بپرس یادت نره صلوات 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 1:52  توسط منتظر   | 

سلام الیکم و رحمت لله

برو بچی که از اخرت سوالی دارن از من بکنند

اصلا هر سوالی دارید ازم بپرسید در مورد حجاب یا گناه یا مسخ یا عذاب قبر

راستی ضهور امام زمان نزدیکه  به خودتون بیاید

نفس امارتونو دفع کنید بشکنید هرچی می خواید سوال

کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 3:23  توسط منتظر   | 

روايت روزهاي پاياني زندگاني امام علي(ع) در احاديث شيعه و سني

مقدمه:

علي آن جوانمردي است كه پناه تمام حق‌جويان و عدالت‌خواهان است. او داراي شخصيتي است كه از هر جهت براي مردم شگفت‌انگيز است و تمام افرادي كه در مورد اين شخصيت داد سخن داده‌اند در يك چيز با هم متفق‌القولند كه «علي عليه‌السلام نمونه والاي فكر و بيان است.»(1) جبران خليل جبران علي عليه‌السلام را آن موجودي مي‌داند كه با عالي‌ترين معاني هستي پيوند خورده است و به كمال روحي نائل آمده است. به نظر جبران‌خليل نه او از روح كلي جهان لحظه‌اي دور مي‌شود، و نه روح كلي جهان از او. (2)

علي(ع) چه مظلوم بود و آغاز مظلوميتش چقدر زودهنگام! درست از لحظه‌اي كه پيكر پاك رسول‌الله را به خاك سپرد و خود چه مظلومانه از مظلوميتش مي‌گويد: «پس از وفات پيامبر صلي‌الله عليه و آله و بي‌وفايي ياران، به اطراف خود نگاه كردم، ياوري جز اهل بيت خود نديدم كه اگر مرا ياري كنند كشته خواهند شد، پس به مرگ آنان رضايت ندادم. چشم پر از خار و خاشاك را ناچار فروبستم و با گلويي كه استخوان شكسته در آن گير كرده بود جام تلخ حوادث را نوشيدم و خشم خويش را فروخوردم و بر نوشيدن جام تلخ‌تر از گياه حنظل شكيبايي نمودم.(3)

پيش‌بيني شهادت اميرالمومنين (ع) توسط پيامبر (ص)

پيامبر در گذشته از به شهادت رسيدن حضرت علي(ع) در آينده ايشان را مطلع ساخته بودند كه در ذيل به دو مورد از آن اشاره شده است: اولين پيش‌بيني در جنگ احد بود، هنگامي كه حضرت علي(ع) پس از پايان جنگ با حسرت به ياران به شهادت‌رسيده‌اش نگاه مي‌كرد و تأسف مي‌خوردند كه چرا شهادت نصيب او نشده است. حضرت محمد(ص) به او فرمودند: «علي جان! تو در آينده به شهادت خواهي رسيد.»

دومين پيش‌بيني در روز جنگ خندق بود و در آن روزي كه سر مبارك حضرت توسط شمشير عمرو شكافته شد و از سر مبارك‌شان خون مي‌رفت. پيامبر در حالي‌ كه زخم سر حضرت را پانسمان مي‌كردند، مي‌فرمودند: «أينَ أنَا يومٌ يضربك أشقي الاخرين علي رأسك و يخضب لَحْيَتُك من دَم رأسِك»؛ علي‌جان، آن‌گاه كه شقاوت‌پيشه‌ترين انسان‌ها با شمشير ستم و تجاوز فرق مباركت را هدف قرار مي‌دهد و محاسنت را با خون سرت رنگين مي‌سازد، من كجا هستم تا زخم سرت را چون امروز پانسمان كنم؟(4)

مستدرك‌الصحيحين از حيات اسدي روايت كرده است كه گفت: علي عليه‌السلام فرمود، رسول خدا صلي‌الله عليه و آله به من خبر داد كه به‌زودي بعد از درگذشت من است كه با تو نيرنگ خواهند كرد. تو بر ملت و دين من زنده خواهي ماند، و بر سنت من كشته خواهي شد. هركس تو را دوست بدارد مرا دوست داشته و هركس دشمنت بدارد، مرا دشمن داشته و به‌زودي اين (اشاره به محاسن) به وسيله اين (اشاره به فرق سر) خضاب مي‌شود.(5)

در كنزالعمال، ج 6، ص 57 آمده است كه رسول خدا فرمود: «علي(ع) هرگز نخواهد مرد مگر بعد از آنكه دلش مالامال از غيظ و خشم و اندوه باشد و نميرد مگر آنكه او را به قتل برسانند.»(6)

ابن‌جرير در تاريخ طبري، ج 2 و متقي در كنزالعمال، ج 6 روايتي آورده‌اند كه روزي رسول خدا فرمودند: شقي‌‌ترين جنس بشر دو نفرند، يكي آنكه در قوم ثمود بود و ناقه صالح را كشت؛ دوم آنكه تو را با خون سرت رنگين مي‌كند.(7)

پيش‌بيني خود حضرت در مورد شهادت خويش

آمده است كه اميرالمومنين هر زمان ابن ملجم را مي‌ديد به اين بيت اشاره مي‌كردند:

اريد حياته و يريد قتلي

عذيرك من خليلك من مرادي

من خير او را مي‌خواهم و او درصدد كشتن من است، كيست كه از جانب اين دوست مرادي تو عذرخواهي كند.

زماني كه حضرت علي اين سخنان را مي‌گفتند، ديگران به آن حضرت عرض مي‌كردند: براي چه او را نمي‌كشي؟ و ايشان مي‌فرمودند: چگونه قاتل خود را بكشم؟ و اين سخن نشان دهنده آن بود كه پيامبر قبلاً كشته شدن حضرت علي عليه‌السلام را به دست ابن ملجم به ايشان گفته بودند. (8)

و گفته‌اند كه اميرالمومنين همواره نسبت به ابن‌ملجم با مهرباني و نيكي رفتار مي‌كردند. در روايات آمده كه وقتي ماه رمضان سال چهلم هجري فرا رسيد علي عليه‌السلام شبي را نزد امام حسن عليه‌السلام و شبي را نزد امام حسين عليه‌السلام و شبي را نزد دخترانش به‌سر مي‌بردند و در هنگام صرف غذا هم بيش از سه لقمه نمي‌خوردند و مي‌گفتند: اين يك شب يا دو شب، سرانجام فرمان خدا فرامي‌رسد و درون من تهي است و سرانجام هم بعد از سپري شدن چند شب ايشان به شهادت رسيدند. (9)

در طبقات ابن‌سعد، ج 3 آمده كه ام‌جعفر سريه روايت كرده است كه گفت: «من آب به دست حضرت علي عليه‌السلام مي‌ريختم، ناگهان سر به آسمان بلند كردند. ريش خود را با دست گرفتند و تا برابر بيني بالا آوردند و به آن خطاب كردند: واهاً لك، واي بر تو، به‌زودي با خون رنگين خواهي شد. اين را گفت و روز جمعه همان هفته ضربت به فرق سر مباركشان فرود آمد. (10)

و آورده‌اند كه اميرالمومنين در سال آخر زندگي خويش همواره مردم را از شهادت خويش آگاه مي‌ساختند و به آنها مي‌فرمودند: شمايان در سال جاري همگي به طواف خانه خدا مي‌رويد، اما نشان آن اين است كه من در ميان شما نخواهم بود «و آيت ذلك أني لست فيكم.» (11)

رواياتي از روز آن اتفاق شوم

اسدالغابه روايتي را درباره حسن بن علي عليه‌السلام آورده، و ابن‌عبدالبر هم از عبدالرحمان‌سلمي روايت كرده است كه گفته‌اند: صبح آن شبي كه علي عليه‌السلام شهيد شدند، به نزد حسن بن علي رفتم و ايشان احاديثي برايم فرمودند كه از آن جمله ايشان فرمودند: هنگام سحر از پدرم شنيدم كه مي‌فرمودند: پسرم‌، امشب رسول خدا را در خواب ديدم، و برايش نقل كردم كه از امتت بعد از رحلتت چه مصيبت‌ها ‌ديدم، پيامبر فرمودند: نفرين‌شان كن. من عرضه داشتم بار‌الها، عوض اين مردم چيزي به من بده كه بهتر از ايشان باشد و عوض من اميري بر آنان مسلط كن كه بدتر از من باشد. در همين حال موذنش آمد كه نماز حاضر است. پدرم برخاست و به مسجد رفت و دو نفر به او حمله كردند كه شمشير يكي بر طاق خورد و ضربت ديگري فرقش را شكافت. (12)

صواعق محرقه نقل كرده آن شبي كه صبحش علي عليه‌السلام ضربت خوردند، بسيار از حجره بيرون مي‌آمدند و به آسمان نظر مي‌انداختند و بسيار مي‌فرمودند: به‌خدا سوگند دروغ به من نگفته‌اند، اين همان شب است كه به من خبر داده‌اند. همين كه هنگام سحر بيرون رفت ابن ملجم او را ضربت زد. (13)

انگيزه ابن‌ملجم مرادي از به قتل رساندن حضرت علي (ع)

ابن‌ملجم از گروه خوارج بود. روزي او با دو نفر از ديگر خوارج گرد‌هم جمع شدند و در باره دوستان و ياراني كه در جنگ نهروان به دست حضرت علي عليه‌السلام كشته شده بودند گفت‌وگو مي‌كردند و مي‌گفتند كه بعد از رفتن ياران و رفقاي ما زندگي براي ما هيچ سودي ندارد. سپس قرار گذاشتند كه 3 نفر را بكشند كه شامل علي عليه‌السلام، معاويه و عمروعاص بود. ابن ملجم گفت: من علي را به قتل مي‌رسانم. ديگري گفت من معاويه را مي‌كشم و سومي گفت: من هم عمرو عاص را مي‌كشم. آن دو نفر كه مسئول كشتن عمر و عاص و معاويه بودند در كار خود ناكام ماندند و بعد هم به قتل رسيدند و فقط ابن‌ملجم بود كه توانست حضرت علي عليه‌السلام را به شهادت برساند كه او هم بعد از به شهادت رسيدن اميرالمومنين كشته شد. (14)

چگونگي به شهادت‌رسيدن اميرالمومنين (ع)

آنگونه كه نقل شده است حضرت علي سپيده دم نوزدهم رمضان به مسجد آمدند، ايشان مدتي را به خواندن نماز گذراندند، سپس بر بام مسجد رفتند و اذان گفتند و بعد از گفتن اذان به درون مسجد آمدند. با مهرباني افرادي كه در مسجد خوابيده بودند را بيدار كردند و اين آيه شريفه را تلاوت مي‌كردند «ان الصلوه تنهي عن الفحشا و المنكر...»(15) و در ميان كساني كه در مسجد خوابيده بودند ابن‌ملجم مرادي بود كه به رو خفته بود و شمشيرش را هم در زير لباس پنهان كرده بود. حضرت رو به او كرد و فرمود: اي بنده خدا، برخيز، چرا اينگونه خوابيده‌اي؟ مگر نمي‌داني خدا اينگونه خوابيدن را دوست ندارد؟ برخيز كه اينگونه خوابيدن شيوه شياطين است و از اين به بعد يا بر پهلوي راست يا چپ و يا بر پشت بخواب كه خواب دانشوران و فرزانگان اين‌گونه است. سپس بعد از نصيحت ابن‌ملجم، دوباره رو به او كردند و فرمودند: گويي تو در انديشه كاري هستي كه گناه آن به‌گونه‌اي است كه آسمان و زمين و كوه‌ها نيز توان ديدن آن را ندارند، چرا كه در صورت انجام آن چيزي ماند كه آسمان‌ها و زمين از هم بشكافند و كوه‌ها از هم بپاشند و اگر بخواهم هم اينك تو را از آن چه زير جامه‌ات پنهان داشته‌اي آگاه مي‌سازم. سپس به طرف محراب رفتند و به نماز مشغول شدند. ابن‌ملجم كه تصميم داشت هنگام برخاستن از ركوع و يا هنگام سربرداشتن از سجده حضرت را مورد هدف قرار دهد، پس از آغاز نماز به صورت مخفيانه خود را به كنار ستوني كه حضرت علي به نماز ايستاده بودند، رساند تا بتواند در بهترين فرصت بزرگترين جنايت تاريخ را انجام دهد و زماني كه حضرت سر از سجده برداشتند ابن‌ملجم كار پليد خود را به انجام رسانيد و فرق مبارك حضرت را با شمشير زهرآگين خود شكافت.

در همين هنگام حضرت(ع)  با صورت مبارك‌شان به محراب افتادند. در حالي‌كه زمزمه مي‌كردند: «بسم الله و بالله و علي ملت رسول الله»، «فزت و رب الكعبه»؛به خداي كعبه رستگار شدم. سپس حضرت نام قاتل خود را با صداي بلند گفتند تا حقيقت روشن شود و مردم مظلومي را گرفتار نكنند و ايشان در آن حالت درد و فشار مي‌فرمودند «فزت و رب الكعبه، هذا ما وعدالله و رسوله! و صدق الله و رسوله»؛ به پروردگار كعبه كه رستگار شدم. اين رويداد همان است كه خدا و پيامبرش به من وعده فرموده بودند و به راستي كه خدا و پيامبرش درست وعده داده بودند.» (16) و بعد از آن اتفاق ناگوار مردم به شيون و زاري پرداختند و اين مصيبت بيش از همه براي امام حسن عليه‌السلام و امام حسين عليه‌السلام سخت و ناگوار بود. در چهره امام حسن عليه‌السلام در آن موقع غم و ناراحتي موج مي‌زد؛ غمي كه او را در اوج جواني به صورت پيرمردي سالمند درآورد و او چه خوب شرايط پدر را درك مي‌كرد. موقعي كه ديدند پدر به صورت تصنعي خود را طوري نشان مي‌دهد كه گويي اتفاق خيلي تلخي برايشان پيش نيامده است تا بتوانند محنت اين واقعه را از دوش مردم بردارند، سپس در حالي‌ كه سعي مي‌كردند آرامش خود را حفظ كنند، سوي پدر رفتند تا به او كمك كنند، سپس در همين حال حضرت را به سوي خانه‌شان بردند. (17)

امام حسين عليه‌السلام گريه مي‌كردند و مي‌فرمودند: هان اي پدر، ما پس از تو به چه كسي دل خوش داريم؟ پس از رحلت جانسوز پيامبر هيچ سوگ و فاجعه‌اي براي ما سخت‌تر از شهادت تو نيست و اي پدر، گويي كه گريه را براي تو و روز شهادت تو آموخته‌ام و پدر جان، به خدا بر من خيلي سخت است كه تو را بر اين حالت نظاره كنم. سپس حضرت دست مبارك خود را بر قلب مبارك امام حسين گذاشتند و فرمودند: پسرم، خدا به قلب توفان‌زده‌ات آرامش بخشد و پرشكوه‌ترين پاداش را بر تو و برادران و خواهرانت ارزاني دارد. (18)

اين اتفاق ناگوار براي بسياري از ياران حضرت و مومنين سخت و گران بود. چنانكه بعد از اين اتفاق در چهره بعضي از صحابه ناراحتي كاملاً هويدا شد، به عنوان نمونه در چهره پسر ابي الصباح در كنار تعجب و بهت از اين اتفاق پشيماني هم پيدا شد. زيرا او بود كه كمي پيش از امام خواست به نماز صبح حاضر شود. اگر او چنين درخواستي نكرده بود و اگر او امام را به نماز نخوانده بود شايد امام از خانه بيرون نمي‌آمدند، زيرا همه مي‌دانستند كه امام از چند روز پيش بيمار است و همين‌طور صحابه ديگر چون حجربن عدي ، عبدالله بن محمد الازدي، مغيره بن الحارث بن عبدالمطلب ... (19)

ابن ملجم (لعنت‌الله) را مردم محاصره كردند. او خاموش ايستاده بود و گمان مي‌كرد كه بايد اين همه بلا و آزاري را كه از طرف مردم مي‌بيند تحمل كند، زيرا او خود را همانند شهيدي مي‌ديد كه از شكنجه احساس لذت مي‌كند.(20)

بعد از اينكه حضرت اميرالمومنين را به خانه بردند درخواست نمودند كه ابن ملجم را نزد ايشان بياورند. وقتي ابن ملجم به نزد علي عليه‌السلام آمد، حضرت رو به او كرده و فرمودند: اي دشمن خدا! آيا من بر تو نيكي نكردم؟ گفت: آري يا اميرالمومنين و حضرت فرمودند: پس چرا دست به اين كار زدي؟ ابن‌ملجم گفت: من چهل صبح شمشير خود را تيز كردم و از خدا خواستم كه بدترين خلق خدا با آن كشته شود و حضرت به او گفتند: تو با اين شمشير كشته خواهي شد، زيرا تو از جمله بدترين خلق خدا هستي.(21)

سپس بعد از اينكه پزشكان از درمان حضرت نااميد شدند حضرت فرمودند: «نفس در برابر نفس. اگر مردم او را به همانگونه كه مرا كشته است بكشيد و اگر سلامت رستم خودم دانم چه كنم.» در همين حال ابن ملجم حالتي داشت كه گويي فتح بزرگي كرده است و با اشاره به شمشير خود گفت: «آن را هزار درهم خريده‌ام و با هزار درهم زهرآگين كرده‌ام، خدا او را دور دارد اگر بخواهد با وجود اين به من خيانت كند.» كه در اين هنگام سر و صداي حاضرين بلند شد و حضرت دستور دادند تا قاتل را بيرون برند و سپس حضرت به ديدار حق و به ديدار محبوبش رسول الله(ص) شتافت.(22)

در موقع شهادت حضرت اميرالمومنين عليه‌السلام رو به فرزندان بزرگوارش امام حسن عليه‌السلام و امام حسين عليه‌السلام كردند و فرمودند: سفارش‌تان مي‌كنم كه از خدا بترسيد و به دنيا رو مكنيد، اگر چه به شما رو كند. به چيزي كه از دست رفته مگرييد، جز حق مگوييد، به يتيم رحم كنيد، درمانده را كمك كنيد، با حق مدارا كنيد، دشمن ستمكار باشيد و ياور ستم كش. به دستورهاي قرآن عمل كنيد و در كار خدا از ملامت ملامتگر بيم مكنيد. (23)

علي عليه‌السلام در سال 40 هجري شهيد شد، در حالي‌كه دنيا تا همين روزگار هم در حسرت كسي چون او كه پرورش يافته دامان رسول خدا (ص) و محرم او باشد ماند.

كسي كه تنها او لايق همسري زهرا(س) و پدري حسن(ع) و حسين(ع) سرور جوانان اهل بهشت را دارد و بنده‌اي كه خداوند به وجودش سخت افتخار مي‌كند.

 

 

روايتي از امام علي (ع)

" إذا أراد الله أن يظهر آل محمد ، بدأ الحرب من صفر إلى صفر ، وذلک أوان خروج المهدي عليه السلام . قال ابن عباس : يا أمير المؤمنين ، ما أقرب الحوادث الدالة على ظهوره ؟ فدمعت عيناه وقال : إذا فتق بثق في الفرات ، فبلغ أزقة الکوفة ، فليتهيأ شيعتنا للقاء القائم "

* از علي عليه السلام منقول است که فرمود : زمانيکه خدا بخواهد آل محمد ( صلى الله عليه وآله ) را ظاهر نمايد ، جنگ از ماه صفر تا ماه صفر آينده شروع گشته واين ابتداى خروج حضرت مهدى عليه السلام خواهد بود . ابن عباس گفت : اى اميرالمؤمنين ، حوادثى که دال بر ظهورآن حضرت باشد چقدر نزديک خواهد بود ؟ چشمان علي عليه السلام پر از اشک شد و فرمود : زمانيکه شکافى در سد فرات افتاده و آب به کوچه هاى کوفه برسد ، آنگاه است که شيعيان ما بايد آماده ديدار حضرت قائم عليه السلام باشند .

منبع:
* : الصراط المستقيم : ج 2 ص 258 ب 11 ف 11 - عن کتاب عبد الله بن بشار رضيع الحسين عليه السلام مرسلا : -


روایتی از امام صادق در مبحث قبض روح

شخصي از امام صادق(ع) از كلام خداي عزوجل پرسيد كه مي‌فرمايد(الله يتوفي الانفس حين موتها سوره‌ زمر آيه 52) و در جاي ديگر مي‌فرمايد(قل يتوفيكم ملك الموت الذي و كل بكم سوره سجده آيه 11) و در جاي ديگر مي‌فرمايد(الذين تتوفيهم الملائكه طيبين سوره نحل آيه 32) و نيز در جاي ديگر مي‌فرمايند(توفته رسلنا الذين تتوفيهم الملائكه ظالمي انفسهم سوره نحل آيه 28) و نيز مي‌فرمايد(و لو تري اذ يتوفي الذين كفروا الملائكه سوره انفال آيه 50) با اين كه در يك ساعت در دنيا هزاران نفر كه عددشان را جز خدا كسي نمي‌داند مي‌ميرند اين چگونه ممكن است كه ملائكه و يا ملك الموت در آن واحد به قبض روح همه‌ي اين‌ها برسد؟ امام(ع) در جواب فرمود: خداي تبارك و تعالي براي ملك الموت كاركنان و ياوراني از ملائكه قرار داده، كه او نسبت به آن اعوان به منزلة فرمانده است و هر يك را به مأموريتي مي‌فرستد، پس هم ملائكه قبض روح مي‌كنند و هم خود ملك الموت، آن گاه خدا آن ارواح را از ملك الموت مي‌گيرد.(من لا يحفره الفقيا ج 1 ص 82)

1-3 خلقت روح

خلقت روح انسانها مقدم بر روح حيوانات و ساير موجودات است ولي از نظر مادي و كاليد جسماني، اول ساير موجودات خلق شده‌اند بعد انسان در خلقت ارواح انسانها نيز اول روح انسانهايي كه اشرف خلق شده، يعني تقدم در خلقت بر حسب اشرفيت ارواح بوده است. بنابراين ارواح انسانها در بد و خلقت، خلق و تا مرحلة دميده شدن در كالبد مادي، در عالم ارواح يا عالم ذر بوده و حيات مجرد داشته‌اند، نه اين كه در موقع چهار ماهگي كه روح در جنين دميده مي‌شود، روح هر شخص در آن هنگام خلق گردد. پس خداي تعالي ارواح را كه از مجردانند، سالهاي پيش از ماده خلق كرده است. منتها وقتي ماده در مراحل تكاملي خود به مرتبه‌اي مي‌رسد كه شايستگي تماس با روح را پيدا كند به امر پروردگار متعال روح كه از رديف مجردات است به آن اضافه مي‌شود. به محض تماس روح با بدن، تغييراتي ايجاد مي‌شود كه هيچ تغييري قابل قياس با آن نيست. اين خود دليل بر قدرت لايتناهي او است كه اصنداد را با هم همهغوش مي‌كند، هر چيز از روي دلايلي علمي قابل قبول نباشد كه روح و جسم كه متضادند با يكديگر هماغوش شوند. بنابراين همة اقوال در مورد چگونگي پيدايش نفس و روح در مقابل آن حديث شريف كه روح از مجردات است محكوم است.

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 2:49  توسط منتظر   |